قسمت 4 از
قسمت 4 از
توضیحی کوتاه برای کسانی که اعتقاد دارند بعد رسول اکرم (ص) اصحاب از دین برگشتند بجز تعداد انگشت شماری...
اصحاب، برادر همدیگر و یاوران پیامبر ص:
﴿وَإِن یُرِیدُوٓاْ أَن یَخۡدَعُوکَ فَإِنَّ حَسۡبَکَ ٱللَّهُۚ هُوَ ٱلَّذِیٓ أَیَّدَکَ بِنَصۡرِهِۦ وَبِٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٦٢ وَأَلَّفَ بَیۡنَ قُلُوبِهِمۡۚ لَوۡ أَنفَقۡتَ مَا فِی ٱلۡأَرۡضِ جَمِیعٗا مَّآ أَلَّفۡتَ بَیۡنَ قُلُوبِهِمۡ وَلَٰکِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَیۡنَهُمۡۚ إِنَّهُۥ عَزِیزٌ حَکِیمٞ ٦٣ یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ حَسۡبُکَ ٱللَّهُ وَمَنِ ٱتَّبَعَکَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٦٤﴾ [الأنفال: ٦٢ - ٦٤].
«(ای پیامبر!) اگر بخواهند تو را فریب دهند، خداوند برایت کافی است. او همان کسی است که تو را با یاری خویش و مؤمنان (که با تو هستند) تقویت کرد و در میان دلهایشان الفت ایجاد نمود. اگر تمام آنچه را که در زمین هست، انفاق می کردی، نمی توانستی در دلهایشان الفت و دوستی بیفکنی، ولی خداوند در میانشان الفت انداخت؛ زیرا او به راستی توانا و حکیم است.. ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که با تو هستند و از تو پیروی میکنند، (برای حمایت و یاری) تو کافی است».
این آیه نیز درباره اصحاب است که آنها را حامی و یاور پیامبر ص معرّفی، و یادآوری می کند: قبل از اسلام، جنگهای قبیلگی دامن همگی شان را فراگرفته بود؛ چنانچه در بین انصار در مدینه - میان دو طایفه مشهور اوس و خزرج - جنگهای طولانی و خونریزی دایمی رواج داشت، همانگونه که در بین مهاجرین نیز، قبل از اسلام - در مکّه - رواج داشت!.
این کینه و قساوت و دشمنی، به گونهای بود که هیچ کس نمی توانست آنها را به هم نزدیک سازد.. چنانچه خداوند به پیامبرش ص می فرماید: «اگر تمام آنچه در زمین است، خرج می کردی نمی توانستی در دلهایشان الفت و محبّت برقرار سازی، ولی این خدا بود که در قلوبشان، به وسیله ایمان به خدای یگانه الفت و دوستی ریشهداری برقرار کرد که نهایتاً همین دشمنان، با یکدیگر برادر شدند:
﴿وَٱذۡکُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَیۡکُمۡ إِذۡ کُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَیۡنَ قُلُوبِکُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوَٰنٗا﴾ [آل عمران: ١٠٣].
«و به یاد آورید نعمت خدا بر خودتان را که (قبلاً) چگونه دشمن همدیگر بودید و او میان دلهایتان الفت و دوستی برقرار کرد و به نعمت و برکت او، برادر همدیگر شدید...».
این برادری و أخوت در بینشان، به مراتب از برادری نسبی و سببی، قویتر و محکمتر بود که هیچ عاملی نمی توانست بر آن تأکید کند، و در سایه همین وحدت و اخوّت بود که توانستند در مدّتی کوتاه، دو قدرت بزرگ ایران و روم را به زانو درآورند و مطیع و محصور اسلام سازند.. و نهایتاً بر نیمی از جهان تسلّط پیدا کنند!!
جای بسی تعجّب و تأسّف است که امثال(......) خود را پیرو قرآن می دانند و این سیمای پاک و صمیمانه اصحاب را تیره و مکدّر می سازند و دوستی و نزدیکی آنها را به تفرقه و خصومت مبدّل می نمایند!.
ادامه دارد...
#سنی
#اهل-سنت
توضیحی کوتاه برای کسانی که اعتقاد دارند بعد رسول اکرم (ص) اصحاب از دین برگشتند بجز تعداد انگشت شماری...
اصحاب، برادر همدیگر و یاوران پیامبر ص:
﴿وَإِن یُرِیدُوٓاْ أَن یَخۡدَعُوکَ فَإِنَّ حَسۡبَکَ ٱللَّهُۚ هُوَ ٱلَّذِیٓ أَیَّدَکَ بِنَصۡرِهِۦ وَبِٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٦٢ وَأَلَّفَ بَیۡنَ قُلُوبِهِمۡۚ لَوۡ أَنفَقۡتَ مَا فِی ٱلۡأَرۡضِ جَمِیعٗا مَّآ أَلَّفۡتَ بَیۡنَ قُلُوبِهِمۡ وَلَٰکِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَیۡنَهُمۡۚ إِنَّهُۥ عَزِیزٌ حَکِیمٞ ٦٣ یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ حَسۡبُکَ ٱللَّهُ وَمَنِ ٱتَّبَعَکَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٦٤﴾ [الأنفال: ٦٢ - ٦٤].
«(ای پیامبر!) اگر بخواهند تو را فریب دهند، خداوند برایت کافی است. او همان کسی است که تو را با یاری خویش و مؤمنان (که با تو هستند) تقویت کرد و در میان دلهایشان الفت ایجاد نمود. اگر تمام آنچه را که در زمین هست، انفاق می کردی، نمی توانستی در دلهایشان الفت و دوستی بیفکنی، ولی خداوند در میانشان الفت انداخت؛ زیرا او به راستی توانا و حکیم است.. ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که با تو هستند و از تو پیروی میکنند، (برای حمایت و یاری) تو کافی است».
این آیه نیز درباره اصحاب است که آنها را حامی و یاور پیامبر ص معرّفی، و یادآوری می کند: قبل از اسلام، جنگهای قبیلگی دامن همگی شان را فراگرفته بود؛ چنانچه در بین انصار در مدینه - میان دو طایفه مشهور اوس و خزرج - جنگهای طولانی و خونریزی دایمی رواج داشت، همانگونه که در بین مهاجرین نیز، قبل از اسلام - در مکّه - رواج داشت!.
این کینه و قساوت و دشمنی، به گونهای بود که هیچ کس نمی توانست آنها را به هم نزدیک سازد.. چنانچه خداوند به پیامبرش ص می فرماید: «اگر تمام آنچه در زمین است، خرج می کردی نمی توانستی در دلهایشان الفت و محبّت برقرار سازی، ولی این خدا بود که در قلوبشان، به وسیله ایمان به خدای یگانه الفت و دوستی ریشهداری برقرار کرد که نهایتاً همین دشمنان، با یکدیگر برادر شدند:
﴿وَٱذۡکُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَیۡکُمۡ إِذۡ کُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَیۡنَ قُلُوبِکُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوَٰنٗا﴾ [آل عمران: ١٠٣].
«و به یاد آورید نعمت خدا بر خودتان را که (قبلاً) چگونه دشمن همدیگر بودید و او میان دلهایتان الفت و دوستی برقرار کرد و به نعمت و برکت او، برادر همدیگر شدید...».
این برادری و أخوت در بینشان، به مراتب از برادری نسبی و سببی، قویتر و محکمتر بود که هیچ عاملی نمی توانست بر آن تأکید کند، و در سایه همین وحدت و اخوّت بود که توانستند در مدّتی کوتاه، دو قدرت بزرگ ایران و روم را به زانو درآورند و مطیع و محصور اسلام سازند.. و نهایتاً بر نیمی از جهان تسلّط پیدا کنند!!
جای بسی تعجّب و تأسّف است که امثال(......) خود را پیرو قرآن می دانند و این سیمای پاک و صمیمانه اصحاب را تیره و مکدّر می سازند و دوستی و نزدیکی آنها را به تفرقه و خصومت مبدّل می نمایند!.
ادامه دارد...
#سنی
#اهل-سنت
- ۸۰۱
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط