عشق

❤ ❤ ❤ ❤
عشق...
پارت ۱۶


مهرداد :
نمی تونستم بمونم پیش لیلی وقیافه ای نحسش رو ببینم تنها کسی بود که تو این دنیا باهاش مشکل داشتم وازش متنفر بودم چون هر کاری می کرد که به من نزدیک بشه بلند شدم ورفتم تو حیاط منتظر موندم که ده دقیقه بعدش مامان وعمه مونا اومدن واز خونه اومدیم بیرون بیچاره محسن که باید لیلی ومحیا رو تحمل می کرد مامان اینا رو رسوندم آریشگاه که مامان گفت بمونم منتظر نیلوفر سرمو گذاشتم رو فرمون وداشتم زیر لب با آهنگ مورد علاقه ام که پخش می شد زمزمه می کردم


-------| ♫ 🎵 ♬ |------
من ندیدم بدیه دنیا رو دستی جلو چشمام و گرفت...!!۱♫♪♫♪
اگه صد بار زمین افتادم صد بار خدا دست هام و گرفت...!!♫♪♫♪
اگه هر لحظه ی عمر یه شکست بود که داد بر بادم...!!۱♫♪♫♪
نا امید نشد دلم از پاشدم ایستادم...!!!♫♪♫♪
من ندیدم بدیه دنیا رو من ندیدم امروز بی فردا رو...!!!۱♫♪♫♪
من ندیدم بدیه دنیا رو من ندیدم امروز بی فردا رو....!!!۱♫♪♫♪
توی هر لحظه ی سخت وقتی کسی هم درد نیست....!!!♫♪♫♪
پشتت یه کوه که هیچ حتی کنارتم.یه مرد نیست....!!!♫♪♫♪
اونجا که دنیا برات از همیشه تاریک تره....!!!♫♪♫♪
از لحظه های نمازتم خدا بهت نزدیک تره...!!!♫♪♫♪
من ندیدم بدیه دنیا رو من ندیدم امروز بی فردا رو...!!۱♫♪♫♪
من ندیدم بدیه دنیا رو من ندیدم امروز بی فردا رو...!!!!♫♪♫♪
-------| ♫ 🎵 ♬ |------
محسن یاحقی من ندیدم


با ضربه ای که به شیشه خورد سرمو بلند کردم ودر رو باز کردم واسه نیلوفر نشست وگفت : ببخشید
- اشکالی نداره کارت تموم شد؟
نیلوفر: بله
ماشینو روشن کردم وراه افتادم انگارنیلوفرخیلی دختر خجالتی بود سرش پایین بود وداشت با انگشتای دستش بازی می کرد واسه اینکه راحت باشه ویکم از این خجالتش کم بشه گفتم : پس شما به هنر علاقه داری دختر دایی
نیلوفر:بله یکم
- یکم یعنی چقدر؟
نیلوفر:انقدر جدی نیست
- ولی نادیده نگیرهنر یه چیز ذاتیه چیزی که تو وجود آدمه باید بروزش بدی بهش شاخ وبرگ بدی تا ثمره بده اونوقت اون ثمره خیلی قشنگه
نیلوفر: نمی دونم بهش فکر نکردم
- ولی در این مورد جدی فکر کنی خیلی بهتره من خیلی پشیمونم که چرا از اول هنر رو انتخواب نکردم اصلا دوست ندارم دکتر بشم
چیزی نگفت خودم گفتم : من طراحی ام بد نیست ولی
دیدگاه ها (۳)

❤ ❤ ❤ ❤ عشق ...پارت ۱۷نیلوفر: مهرداد : من طراحی ام بد نیست ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق....پارت۱۸نیلوفر : رفتیم پیش محسن ولیلی ومحیا که ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق...پارت ۱۵مهرداد :از جام بلندشدم ورفتم از پله ها ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشقپارت۱۴عصر ساعت سه بیدار شدم دست صورتم رو شستم ورف...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_253متقابل لبخندی زدم ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط