𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟒𝟐
دخترک اشکایی که روی گونه های براق چنان شیشه ریخته بودن را تمیز کرد
نیشخند بدون هیچ دلیلی رو لبای تهیونگ نشسته بود
دخترک وقتی اشکاش رو پاک کرد سرشو بلند کرد و با صدای گرفته ای گفت :
ورا : متاسفم
حواسم یه جای دیگه بود
ایندفعه هم منتظر جواب نموند
نه برای نداشتن حوصله
نه برای خستگی
بلکه برای تلف نکردن وقت !....اگه همین الان به به جای تنهایی نمیرفت دیوونه میشد
پشتشو بهش کرد و به قدم برنداشته........
تهیونگ : ببینم....تو خوبی ؟
این جمله باعث شد ورا تکون نخوره
بدون اینکه برگرده جوابشو داد
ورا : نه !
بعد سریع برگشت و با صورت تهیونگی که دیگه اثر نیشخندش وجود نداشت مواجه شد
انگار خودشم از این جواب تعجب کرد
تهیونگ : من فقط.....
ورا : تو فقط چی ؟!
فقط فکر کردی با زنده بودن خانوادم خوشحال میشم ؟
دیگه اشکای دخترک سرازیر میشدن
براش عذاب آور بود جلوی به پسر گریه کنه
یجورایی غرورشو میشکست ..
ادامه دارد...
شرط : ۴۰ لایک ، ۱۸ بازنشر
اگه شرطا تا امشب برسه ۳ پارت فردا میزارم ولی اگه نه ، فقط یه پارت میذارم🎀
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟒𝟐
دخترک اشکایی که روی گونه های براق چنان شیشه ریخته بودن را تمیز کرد
نیشخند بدون هیچ دلیلی رو لبای تهیونگ نشسته بود
دخترک وقتی اشکاش رو پاک کرد سرشو بلند کرد و با صدای گرفته ای گفت :
ورا : متاسفم
حواسم یه جای دیگه بود
ایندفعه هم منتظر جواب نموند
نه برای نداشتن حوصله
نه برای خستگی
بلکه برای تلف نکردن وقت !....اگه همین الان به به جای تنهایی نمیرفت دیوونه میشد
پشتشو بهش کرد و به قدم برنداشته........
تهیونگ : ببینم....تو خوبی ؟
این جمله باعث شد ورا تکون نخوره
بدون اینکه برگرده جوابشو داد
ورا : نه !
بعد سریع برگشت و با صورت تهیونگی که دیگه اثر نیشخندش وجود نداشت مواجه شد
انگار خودشم از این جواب تعجب کرد
تهیونگ : من فقط.....
ورا : تو فقط چی ؟!
فقط فکر کردی با زنده بودن خانوادم خوشحال میشم ؟
دیگه اشکای دخترک سرازیر میشدن
براش عذاب آور بود جلوی به پسر گریه کنه
یجورایی غرورشو میشکست ..
ادامه دارد...
شرط : ۴۰ لایک ، ۱۸ بازنشر
اگه شرطا تا امشب برسه ۳ پارت فردا میزارم ولی اگه نه ، فقط یه پارت میذارم🎀
- ۱.۵k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط