میکنم جان جهان را زیر خاک
میکنم جان جهان را زیر خاک
فاطمه ای همسرم روحی فداک
جان مولا چشم خود را باز کن
کودکان خستهات را ناز کن
بود زهرا کشته راه علی
او ندارد طاقت آه علی
پیکر زهرا کفن را باز کرد
کودکان خستهاش را ناز کرد
ناگهان نادی ندا زد یا امیر
کودکان از پیکر مادر بگیر
چون ملکها در خروش و حیرتند
خشمگین از مردم بیغیرتند
کوثر قرآن علی بییار شد
از غم هجران تو بیمار شد
فاطمه مظلومه حیدر نشان
عشق را از چشم مولایت بخوان
خون دلهای غم دیرینهات
شد روان از پهلو و از سینهات
خورد مولا از غمت خون جگر
شد روان خون جگر از زخم سر
عشق حیدر دست صادق را بگیر
جان مولا ای گل یاس امیر
فاطمه ای همسرم روحی فداک
جان مولا چشم خود را باز کن
کودکان خستهات را ناز کن
بود زهرا کشته راه علی
او ندارد طاقت آه علی
پیکر زهرا کفن را باز کرد
کودکان خستهاش را ناز کرد
ناگهان نادی ندا زد یا امیر
کودکان از پیکر مادر بگیر
چون ملکها در خروش و حیرتند
خشمگین از مردم بیغیرتند
کوثر قرآن علی بییار شد
از غم هجران تو بیمار شد
فاطمه مظلومه حیدر نشان
عشق را از چشم مولایت بخوان
خون دلهای غم دیرینهات
شد روان از پهلو و از سینهات
خورد مولا از غمت خون جگر
شد روان خون جگر از زخم سر
عشق حیدر دست صادق را بگیر
جان مولا ای گل یاس امیر
- ۶.۹k
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط