{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق_بین_دو_مافیا

#عشق_بین_دو_مافیا

part:10

جیمین و شوگا روی میز نشسته بودن و داشتن صبحونه میخوردن که شوگا گفت


+من میخوام بریم پاریس

_باشه امروز بلیت میگیرم فردا میمیرم

+باشه من امروز وسایلامونو جمع کنم آره

_آره

جیمین بلند شد و رفت بیرون تا بلیت برای پاریس بگیرد. بعد از نیم ساعت جیمین اومد و گفت

_حاضری

+آره ولی چرا

_بریم دیگه زود ترین بلیت امشب بودش منم خریدم

+ باشه

«از زبان شوگا»

من واقعا عاشق جیمین شده بودم و یه شب باهاشم بودم این دیگه ثابت میکنه دیگه من زنشم و هستمم ولی بگزریم، هردوتامون خواستیم دوتایی بریم سفر و جیمین نمیدونم چرا انقد عجله کرد همون شب منو بردش به پاریس.
دیدگاه ها (۰)

#عشق_بین_دو_مافیا part:11«از زبان شوگا» هردوتامون توی خیابون...

#عشق_بین_دو_مافیا part:9+چی شد ترسیدی _نه بابا +آره خیلی معل...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑... :از ته فاصله بگیر این فقط یه هشدار...

#عشق_بین_دو_مافیا part:7 شوگا بلند شد و رفت پایین که صبحانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط