#عشق_بین_دو_مافیا
#عشق_بین_دو_مافیا
part:9
+چی شد ترسیدی
_نه بابا
+آره خیلی معلومه
_باشه دیگه من خوابم میاد
+بخواب
_بدون تو نمیشه
+برو ببندش میام
_باشه
جیمین رفت و روی تخت دراز کشید و منتظر شوگا بود که بیاد
_نیومدی
+اومدم وایسا
شوگا اومد پیش جیمین دراز کشید و گفت
+اومدم حالا
_خوب کردی
*
_شوگا
+جانم
_تو منو واقعا دوس..
شوگا مهلت نداد جیمین حرفشو تموم بکنه ل//ب های جیمین رو بو//سید
+اینو بفهمم
_چشم
+دیگه میتونم ادامه بدم
_من جلوتو نگرفتم
شوگا دوباره ل//ب های جیمین رو گرفت و مح//کم میم//کید
(همون شب زیادی کار انجام داده شد ولی بماند)
صبح شده بود نور از پنجره به اتاق میزد، شوگا و جیمین توی بغل هم بودن که شوگا چشاشو باز کرد اما نخواست عشقش رو اذیت بکنه بیدارش نکرد و دوباره خوابید.
ساعت حدود 1:00 ظهر اینا بود که شوگا از خواب بلند شده بود ولی جیمین هنوزم خواب بود شوگا حصابی کمرش درد میکرد اما اون اهمیتی نمیداد
+پاشو دیگه
_اوهومم
+خرس خوابالوی من پاشو
_چشم
part:9
+چی شد ترسیدی
_نه بابا
+آره خیلی معلومه
_باشه دیگه من خوابم میاد
+بخواب
_بدون تو نمیشه
+برو ببندش میام
_باشه
جیمین رفت و روی تخت دراز کشید و منتظر شوگا بود که بیاد
_نیومدی
+اومدم وایسا
شوگا اومد پیش جیمین دراز کشید و گفت
+اومدم حالا
_خوب کردی
*
_شوگا
+جانم
_تو منو واقعا دوس..
شوگا مهلت نداد جیمین حرفشو تموم بکنه ل//ب های جیمین رو بو//سید
+اینو بفهمم
_چشم
+دیگه میتونم ادامه بدم
_من جلوتو نگرفتم
شوگا دوباره ل//ب های جیمین رو گرفت و مح//کم میم//کید
(همون شب زیادی کار انجام داده شد ولی بماند)
صبح شده بود نور از پنجره به اتاق میزد، شوگا و جیمین توی بغل هم بودن که شوگا چشاشو باز کرد اما نخواست عشقش رو اذیت بکنه بیدارش نکرد و دوباره خوابید.
ساعت حدود 1:00 ظهر اینا بود که شوگا از خواب بلند شده بود ولی جیمین هنوزم خواب بود شوگا حصابی کمرش درد میکرد اما اون اهمیتی نمیداد
+پاشو دیگه
_اوهومم
+خرس خوابالوی من پاشو
_چشم
- ۱.۶k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط