اخمهایت میبَرد دل را، نمیدانم چرا!
اخمهایت میبَرد دل را، نمیدانم چرا!
خندههایت هم که...واویلا، نمیدانم چرا!
اینغزلمقدارناچیزیست ازوصف تو که
واژه میبخشی به این رؤیا، نمیدانم چرا!
دلبرِ بینقصِ من، فرهادِ مجنونِ توام
بهتر از شیرینی و لیلا، نمیدانم چرا!
هیچ میدانی خودت زیباترین شعر منی
قالبی بینام و پُر معنا، نمیدانم چرا!
با وجود این همه بی خوابی و رنج و غزل
شاعرم، دیوانهام، اما نمیدانم چرا!
خندههایت هم که...واویلا، نمیدانم چرا!
اینغزلمقدارناچیزیست ازوصف تو که
واژه میبخشی به این رؤیا، نمیدانم چرا!
دلبرِ بینقصِ من، فرهادِ مجنونِ توام
بهتر از شیرینی و لیلا، نمیدانم چرا!
هیچ میدانی خودت زیباترین شعر منی
قالبی بینام و پُر معنا، نمیدانم چرا!
با وجود این همه بی خوابی و رنج و غزل
شاعرم، دیوانهام، اما نمیدانم چرا!
- ۶۳۲
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط