{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اخم‌هایت می‌بَرد دل را، نمی‌دانم چرا!

اخم‌هایت می‌بَرد دل را، نمی‌دانم چرا!
خنده‌هایت هم که...واویلا، نمی‌دانم چرا!

این‌غزل‌مقدارناچیزیست ازوصف تو
واژه می‌بخشی به این رؤیا، نمی‌دانم چرا!
دیدگاه ها (۰)

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

می‌پرسی آخرِ قصه چه می‌شود؟آخرِ قصه هیچ‌کس از این جهان با خو...

آرمی/تهیونگ/هیتر

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط