{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست هایش با من ، چشم هایش در خیابان و دلش …

دست هایش با من ، چشم هایش در خیابان و دلش …

این یکی را نمی خواهم بدانم ولی لعنت به دل هرزه ات !
دیدگاه ها (۳)

به شانه ام زدیتا برگشتم رفته بودیبی انصاف به یاد آوردن تنهای...

خيلي خسته شدم از خيليا همه دروغ ميگن خوبي به هيشكي نيومده ال...

نشسته ام...._ کجا؟...کنار همان چاهی که تو برایم کندی....عمق ...

سلام سلام خوبید خوشید ؟؟ دلم واستون تنگیده بود البته میدونم ...

تجربه‌ ی نگاهی زیباست، اما پس از آن، تویی که در باتلاق فرو ر...

پرسه در جنگل...[پارت سوم]ات هنوز وسط سالن بزرگ ایستاده بود.ن...

غرق چشم هایش شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط