{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست هایش با من ، چشم هایش در خیابان و دلش …

دست هایش با من ، چشم هایش در خیابان و دلش …

این یکی را نمی خواهم بدانم ولی لعنت به دل هرزه ات !
دیدگاه ها (۳)

به شانه ام زدیتا برگشتم رفته بودیبی انصاف به یاد آوردن تنهای...

خيلي خسته شدم از خيليا همه دروغ ميگن خوبي به هيشكي نيومده ال...

نشسته ام...._ کجا؟...کنار همان چاهی که تو برایم کندی....عمق ...

سلام سلام خوبید خوشید ؟؟ دلم واستون تنگیده بود البته میدونم ...

دوروغ بود..چشم هایش این را نمی گفت.#جواهر_بخش_ای#Anders_Asht...

این بزرگوار تا یکی نفرست عالم برزخ دست بر نمی داره🤣

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط