{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تویه گروهی بودم یکی از دوستام اومده میگه معرفی خودت کن تا

تویه گروهی بودم یکی از دوستام اومده میگه معرفی خودت کن تا اشنا بشیم

منم شمارش داشتم میشناسمش ولی اون شمارم نداشته تو مدرسه قهر بودیم بهام
خیلی دوستم داشت منم در اومدم ازمدرسه بهاش دوست نشدم تا حالا اسم فاملیم گفتم باور نداشت خودمم جـــــــــــــیغ کلی خوشحال شد


؛/
دیدگاه ها (۲۳)

نـــــــهار امـــــروز جــــــــــــــــیغ ولی روزم :---(

جـــــــــــــــــــــــیغخوشی یعنی گاز عشقت بــــــــــــدی...

لگیمات دیشب خوردم خیلی

☺☺

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو جونگکوکتو اتاقم نشسته بودم که ...

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط