{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام دیشب را

تمام دیشب را
با صداےناز نفسهایت
سرکردم،
هنوز جاے آنها
روے بالشتک خیالم هست.
صبح!
هق هق بریده نفسهایم
خبر از نبودنت داد..
امروز را
بدون نفسهایت
تا آخر
چگونه طے کنم....
دیدگاه ها (۱)

دوست دارم نیمه شبدر خلوت ایوان و ماهمن بغل گیرم تو رابے محاب...

تنها:باراڹ ڪہ مےباردجایت زیرچتراحساسم خالےاستخاطراتت چه زیبا...

چقدر خوشحــال بود شیطــــانگمان میکـردفـریب داده است مـرا.نم...

ماجــراے مـن و تـوباورِ باورها نیستماجرایـیست کهدر حافظــهِ ...

پارت آخرویو اتکه از دماغم خون اومد سریع به سمته آشپزخونه رفت...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط