پارت اول
پارت اول
هتل
الستور سوار آسانسور شد و رفت طبقه بالا و وقتی رسید جلوی در اتاق وایساد بغل در یه تابلو بود که نوشته بود ورود گوزن ممنوع است الستور محل نمیده و در میزنه
(الستور کرم داره دیگه 🤣)
لوسیفر: اومدمم.. اومدم
در باز کرد الستور دید تعجب کرد
لوسیفر: گم شو بیرون قرمز
الستور: من که بیرونم برای چی گم شم
تلپورت کرد تو اتاق
الستور: اتاق زشتی داری.. چقدر بد سلیقه
لوسیفر: به تو ربطی نداره.. فقط.. از اتاقم برو بیرون
الستور محلی به حرف لوسیفر نمیده و میره سراغ اردکا
الستور: ازشون خسته نمیشی؟... اینا همش آشغال به درد نخورن
لوسیفر: فک کردی خیلی زرنگی؟ تو فقط یه انگلی که داره از دخترم سو استفاده میکنه
الستور یه قدم به لوسیفر نزدیک میشه
الستور: میخوای درباره تنهایی حرف بزنیم؟ تو همش از قدرتات تعریف میکنی ولی یادت رفته که آخر چی بهت رسید؟ اول از بهشت طرد شدی بعدش لیلیث ولت کرد الان که تو این هتل قایم شدی چون نمیخوای دخترت حقیقت کثیفت بدونه.. پادشاه هستی ولی در واقعیت تو یه.. تنها ی شکست خورده ایی
شاید مشکل از دنیا نباشه... شاید مشکل خودتی
لوسیفر منفجر میشه و تمام قدرتش به صورت کنترل نشده بیرون میده
الستور یه طلسم دفاعی میسازه
این طلسم دفاعی الستور و قدرت لوسیفر به هم میخوره و انفجار جادویی رخ میده
الستور و لوسیفر تو اتاق ناپدید میشن و جلو برج وی ها ظاهر میشن بارون وحشناک میبارید و جفتشون خیس شدن
الستور و لوسیفر به خودشون میان و میبینن
که پشم دارن و چهار دست و پان
به هم برمیگردن و چیزی که از هم دیدن تعجب کردن
اونا گربه شده بودن
لوسیفر: الستور؟.. چرا گربه شدی؟؟
الستور: خودت چرا گربه شدی؟؟
لوسیفر: بیا تحویل بگیر.. الان باید چه غلطی کنیم؟
الستور: اون که گربه شدیم به جهنم درک.. جلو برج وی چیکار میکنیم؟؟
در همین حال ماشینی از راه رسید
الستور و لوسیفر دویدن و رفتن زیر سطل اشغال
دو نفر پیاده شدن و اونا کسی نبودن بجز واکس و ولنتینو
...
________________________________
مشکلی برام پیش اومد نتونستم دیروز پارت بزارم ❤ولی الان گذاشتم 🤣 عکسه رو خودم درست کردم قشنگ شده؟؟
هتل
الستور سوار آسانسور شد و رفت طبقه بالا و وقتی رسید جلوی در اتاق وایساد بغل در یه تابلو بود که نوشته بود ورود گوزن ممنوع است الستور محل نمیده و در میزنه
(الستور کرم داره دیگه 🤣)
لوسیفر: اومدمم.. اومدم
در باز کرد الستور دید تعجب کرد
لوسیفر: گم شو بیرون قرمز
الستور: من که بیرونم برای چی گم شم
تلپورت کرد تو اتاق
الستور: اتاق زشتی داری.. چقدر بد سلیقه
لوسیفر: به تو ربطی نداره.. فقط.. از اتاقم برو بیرون
الستور محلی به حرف لوسیفر نمیده و میره سراغ اردکا
الستور: ازشون خسته نمیشی؟... اینا همش آشغال به درد نخورن
لوسیفر: فک کردی خیلی زرنگی؟ تو فقط یه انگلی که داره از دخترم سو استفاده میکنه
الستور یه قدم به لوسیفر نزدیک میشه
الستور: میخوای درباره تنهایی حرف بزنیم؟ تو همش از قدرتات تعریف میکنی ولی یادت رفته که آخر چی بهت رسید؟ اول از بهشت طرد شدی بعدش لیلیث ولت کرد الان که تو این هتل قایم شدی چون نمیخوای دخترت حقیقت کثیفت بدونه.. پادشاه هستی ولی در واقعیت تو یه.. تنها ی شکست خورده ایی
شاید مشکل از دنیا نباشه... شاید مشکل خودتی
لوسیفر منفجر میشه و تمام قدرتش به صورت کنترل نشده بیرون میده
الستور یه طلسم دفاعی میسازه
این طلسم دفاعی الستور و قدرت لوسیفر به هم میخوره و انفجار جادویی رخ میده
الستور و لوسیفر تو اتاق ناپدید میشن و جلو برج وی ها ظاهر میشن بارون وحشناک میبارید و جفتشون خیس شدن
الستور و لوسیفر به خودشون میان و میبینن
که پشم دارن و چهار دست و پان
به هم برمیگردن و چیزی که از هم دیدن تعجب کردن
اونا گربه شده بودن
لوسیفر: الستور؟.. چرا گربه شدی؟؟
الستور: خودت چرا گربه شدی؟؟
لوسیفر: بیا تحویل بگیر.. الان باید چه غلطی کنیم؟
الستور: اون که گربه شدیم به جهنم درک.. جلو برج وی چیکار میکنیم؟؟
در همین حال ماشینی از راه رسید
الستور و لوسیفر دویدن و رفتن زیر سطل اشغال
دو نفر پیاده شدن و اونا کسی نبودن بجز واکس و ولنتینو
...
________________________________
مشکلی برام پیش اومد نتونستم دیروز پارت بزارم ❤ولی الان گذاشتم 🤣 عکسه رو خودم درست کردم قشنگ شده؟؟
- ۱۲۰
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط