{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم بنویسم

می خواستم بنویسم
مرا مانند
خیابان یک طرفه دوست داشته باش
که آمدنت را
برگشتی نباشد
اما اجبار
چهره هر زیبایی را
زشت می سازد
پس
مرا چون خانه ای دوست بدار
که به هزار کوچه راه دارد
اما
دستان تو
تنها
کوفتن درب
همان خانه را
بلد باشد...
دیدگاه ها (۱)

فرقـے نمـے کند !!بگویم و بدانـے ...!یا ...نگویم و بدانـے..!ف...

مهم نیست آخرین زلزله ی زندگی ات چند ریشتر بود ...مهم نیست که...

‎نبودن تو‎فقط نبودن تو نیست‎نبودن خیلی چیزهاست‎کلاه روی سرما...

دلم ڪمی خدا می‌خواهد...ڪمی سڪوت..ڪمی آخرت...دلم، دل بریدن می...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

حمال تبریزی 🌸🌸🌸موضوع داستان : اخلاقیدر ...

مرد در پاییز نامه مینویسد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط