محوی زیبایی او
محوی زیبایی او
پارت ۱۲
ویو رزا
مدرسه تموم شد .... داشتم برمیگشتم که چهارتا پسر هیکلی جلوم ظاهر شدن یکیشون که معلوم بود رئیسه زر زد
٪ هی خوشگله زوج نمی خوای ؟
+ من خودم زوج دارم
٪ میدونم ولی به نظرت من بهتر نیستم ضعیفه
+ گمشو از جلو چشمم
٪اوه چه پرو بدون داری با کی حرف میزنی
+ انگار کل پسر و دختر های اینجا یه خری هستن
٪ دیگه زر اضافی میزنی زنیکه
شونه هامو گرفت ...... زانو ی پای راستش رو کرد تو دلم ........ خون از دهنم اومد بیرون ........زانو زدم ......دلم خیلی درد میکرد
جونگ کوک و جیمین دیدم که رفتن سراغشون....اینا از کجا پیداشون شد ؟
سلین اومد کنار من تو نگاه سلین پر از نگرانی بود .......تو این دعوایی که رخ داد جیمین چاقو خورد ....رفتیم بیمارستان .....من روی تخت بیمارستان بودم و سلین ، جونگ کوک وارد اتاق شدن
÷حالت خوبه ؟ سالمی ؟
+ شما از کجا فهمیدید من اونجام
جونگ کوک : ته گفت مراقبت باشیم و نداریم کسی اذیتت کنه ما هم مجبور شدیم تعقیبت کنیم
بعد از مکثی
جونگ کوک: اگر ته بفهمه یه تار مو ازت کم شده .... بدجور دعوامون میکنه ...یا شاید هم بدتر ....همونو سرمون میاره
+ وا مگه من بچم که مراقبم باشید
همه سکوت کردم سکوت خیلی سنگینی بود
+ تهیونگ میدونه این اتفاق افتاده
جونگ کوک : اره ....داره میاد اینجا
+ چی ؟ واقعا ؟
نمی تونم ته روتو این موقعیت کنم
÷ ما میریم تو استراحت کن تا ته یونگ بیاد
از اتاق بیرون رفتن و من درحال خودم تو فکر رفتم
ویو ته
کارهام تموم شد ....جونگ کوک بهم زنگ زد ....اون مایکل عوضی میکشمش .....ولی اون باید برم پیشش ....سوار ماشین شدم .....با سرعت بالایی رانندگی میکردم
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
پارت ۱۲
ویو رزا
مدرسه تموم شد .... داشتم برمیگشتم که چهارتا پسر هیکلی جلوم ظاهر شدن یکیشون که معلوم بود رئیسه زر زد
٪ هی خوشگله زوج نمی خوای ؟
+ من خودم زوج دارم
٪ میدونم ولی به نظرت من بهتر نیستم ضعیفه
+ گمشو از جلو چشمم
٪اوه چه پرو بدون داری با کی حرف میزنی
+ انگار کل پسر و دختر های اینجا یه خری هستن
٪ دیگه زر اضافی میزنی زنیکه
شونه هامو گرفت ...... زانو ی پای راستش رو کرد تو دلم ........ خون از دهنم اومد بیرون ........زانو زدم ......دلم خیلی درد میکرد
جونگ کوک و جیمین دیدم که رفتن سراغشون....اینا از کجا پیداشون شد ؟
سلین اومد کنار من تو نگاه سلین پر از نگرانی بود .......تو این دعوایی که رخ داد جیمین چاقو خورد ....رفتیم بیمارستان .....من روی تخت بیمارستان بودم و سلین ، جونگ کوک وارد اتاق شدن
÷حالت خوبه ؟ سالمی ؟
+ شما از کجا فهمیدید من اونجام
جونگ کوک : ته گفت مراقبت باشیم و نداریم کسی اذیتت کنه ما هم مجبور شدیم تعقیبت کنیم
بعد از مکثی
جونگ کوک: اگر ته بفهمه یه تار مو ازت کم شده .... بدجور دعوامون میکنه ...یا شاید هم بدتر ....همونو سرمون میاره
+ وا مگه من بچم که مراقبم باشید
همه سکوت کردم سکوت خیلی سنگینی بود
+ تهیونگ میدونه این اتفاق افتاده
جونگ کوک : اره ....داره میاد اینجا
+ چی ؟ واقعا ؟
نمی تونم ته روتو این موقعیت کنم
÷ ما میریم تو استراحت کن تا ته یونگ بیاد
از اتاق بیرون رفتن و من درحال خودم تو فکر رفتم
ویو ته
کارهام تموم شد ....جونگ کوک بهم زنگ زد ....اون مایکل عوضی میکشمش .....ولی اون باید برم پیشش ....سوار ماشین شدم .....با سرعت بالایی رانندگی میکردم
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۹۸
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط