{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عینک آفتابی رو چشمم بود...

عینک آفتابی رو چشمم بود...
حواسم پرت شد به ساپورت دختره. با صورت رفتم تو بغلش.
بیچاره تا اومد سر و صدا کنه گفتم :ببخشید نابینام :-)
بیچاره بغض کرد دستمو گرفت از خیابون ردم کرد
دیدگاه ها (۱)

بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد ببین چی میشه او...

نبودت، بودنم رو نابود کرد.... نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو ...

..

ب افتخارش....

shede and shineپارت 7ویو یوری چشامو باز کردم ...... همه چی ی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part26رفتم تو سوار آسانسور شدمدرو باز کردم و ...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

آرمی ازش خواست و اون بهش داد :)💜هنوزم باورم نمیشه این اتفاق ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 125・⁠]⁠ᕗبا خنده و به زور خود...

پارت۳

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط