{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

آنکه اینجا در زیر این سنگ هم آغوش با خاک شده

عاشقی دل خسته بود

عاشقی که عشقش را هیچ گاه فراموش نکرد

عاشقی که عاشق او بود...

بنویسید بعد از مرگم روی سنگ

آن که خاک را نقاب چهره اش کرده

عاشق کسی بود که او را از بحر غم نجات داده

و فرشته ی نجاتش تنها او را یک دوست می دید نه یک  معشوق...
دیدگاه ها (۳)

یکی بود، خیلی وقت پیش که جاش مونده رو قلبم توی آخرین قطره جو...

خدا را دوست بداریدحداقلش این است که یکی را دوست دارید که روز...

خۆشه‌ویستی زۆر کورته‌به‌ڵام له‌بیرکردنی زۆر درێژه‌ ده‌خایه‌ن...

ﮔﺮ ﺯ ﺧﯿﺎﻝ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﻋﮑس ﻓﺘﺪ به جاﻡ میﻣﺴﺘﯽ ﭼﺸﻢ ﻣﺴﺖ ﺗﻮ ...

مردی که در کنارم بود

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏1●•_شرلوک هلمز_به هر زحمتی بود...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

دیــــار کهن𓅃«بیژن و منیژه»روزی از روزگاری در ایران باستان،...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

.قتل. پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط