{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی
همه را دارم و اما تو که یارم نیستی
سهم من بودن تو در نظرِ هر روزم
چه کنم با دلِ سنگٓت،پیِ کارم نیستی
آسمان دلِ من با رخِ تو روشن بود
حالی،مهتابِ دلم،در شبِ تارم نیستی
عشق تو حبس نموده دلِ من در قفسی
من ولی پای طنابم،دمِ دارم نیستی
من دیوانه به عشقت دل و دینم دادم
آه و حسرت که به فکرِ دلِ زارم نیستی







دیدگاه ها (۴)

سنه قوربان جان دئییم داریمدا قان دئییم خاطیریمدا آ دوستوم سن...

ماه عبادت است و من با لب روزه دار ازینقول و غزل نوشتن...

الهی اونقدر بخندید که صدای خنده هاتون بشه زیباترین موسیقی کا...

دوش گفتم ساقیا، امشب چه داری ؟گفت :زهرگفتمش کج کن قدح ر...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟳𝟴اما صحبت‌های مجری هنوز تمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط