بارها در غم اوتی
بارها در غمِ اوتڪیہ
بہ دیوار زدم
بارها خندهٌ خود را
بہ لبم دار زدم
آخرش یارِجفا
ڪار زِرَه آمدوگفت:
"بیخود" این زخم وضرر
بر دل "بیڪار" زدم!
بہ دیوار زدم
بارها خندهٌ خود را
بہ لبم دار زدم
آخرش یارِجفا
ڪار زِرَه آمدوگفت:
"بیخود" این زخم وضرر
بر دل "بیڪار" زدم!
- ۴۶۸
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط