بسیار دوستت دارم و بیزارم از تعطیل یکشنبه
بسیار دوستت دارم و بیزارم از تعطیل یکشنبه
بیزارم از تعطیل شدن عشق برای یک ساعت حتی یک لحظه
مرخصی از عشق گمانی بیش نیست
و تمام گردش ها بیهوده اند
در نبرد عشق، هماوران را آسایشی نیست چنان که در انقلاب دریا قایق را
دوستت دارم و بیزارم از روزی که چهره تو را از من بربایند
و صدایت پذیرایم نیست روبرویم نباشی و در مردم چشمانم نخوابی
بیم دارم زمان را از ما بدزدند مبادا که از لطافت تو کم شود و از شعر من...
بیزارم از تعطیل شدن عشق برای یک ساعت حتی یک لحظه
مرخصی از عشق گمانی بیش نیست
و تمام گردش ها بیهوده اند
در نبرد عشق، هماوران را آسایشی نیست چنان که در انقلاب دریا قایق را
دوستت دارم و بیزارم از روزی که چهره تو را از من بربایند
و صدایت پذیرایم نیست روبرویم نباشی و در مردم چشمانم نخوابی
بیم دارم زمان را از ما بدزدند مبادا که از لطافت تو کم شود و از شعر من...
- ۱.۱k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط