{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنتی را دوست دارم

لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که میشوم
عطرش مثل دارچین توی سرم میپیچد
توی چشم هایش زل میزنم و دستش را میگیرم
عطر هل ، هولم میکند!
و میبوسمش، میبوسمش ...
شیرین مثل نبات!
پس...
الکی نیست؛
خستگی هایم را دور میریزی !
معجون زیبای دوست داشتنی ام...
دیدگاه ها (۲)

گُلمکه صدایت می کنم!! شمعدانی چه اخمی می کند! مانده ام جانم ...

هی نوشتم که " تو را دوست ... "ولیبعد از این دار و ندارش با ت...

‎صبح یعنی سرِ بوسیدنِ لعل و لبِ تو‎بینِ خورشید و گل و آیِنه ...

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی من ... تا که از عطر تو لبریز ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط