{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح یعنی سر

‎صبح یعنی سرِ
بوسیدنِ لعل و لبِ تو
‎بینِ خورشید و گل
و آیِنه دعوا بشود!
‎صبح یعنی تو بخندی
و از آن لبخندت
‎غصه از حســرتِ لبخندِ
تو رُسوا بشود...
دیدگاه ها (۴)

لعنتی را دوست دارممثل یک استکان چای کمر باریک استنزدیکش که م...

گُلمکه صدایت می کنم!! شمعدانی چه اخمی می کند! مانده ام جانم ...

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی من ... تا که از عطر تو لبریز ش...

حیف نیست صبح بیاید وآبان روے چشمهای🍁 پاییـــــــز🍁 دلبرے ڪ...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

پارت دهم قسمتی از تاریکی ...............ـمکان فعلی:خونه دازا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط