{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیری از چله جدا گشت و ز دل زوزه کشید*

تیری از چله جدا گشت و ز دل زوزه کشید*
که چنین حامل ظلم و ستم و بیدادم*
ناله کرد "اصغر" و با آه بگفتا که عجب!*......
نشنود مادر دل خسته ی من فریادم؟!.
دیدگاه ها (۲)

به مناسبت تولد "RM"

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿خصم در ما شده پنهان ز خرد هم یادیدر ف...

تکپارتی جونگ کوک

پارت هشتم فک کنم هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨ خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط