{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شش

پارت شش


یونگی: گریه نکن دیگه من که گفتم ببخشید خوشگلم
لونا: باشه

فردا صبح
لونا: یونگی من گشنمه
یونگی: تو تازه از خواب بلند شدی
لونا: هوففففف خب گشنمه
یونگی: باشه برو دیشب رفتم کلی چیز خریدم عروسک هم سفارش دادم امروز میرسه به دستت
لونا: مرسی راستی میخواستم راجب یه چیزی حرف بزنم
یونگی: بگو
لونا: قول بده عصبانی نمیشی
یونگی: اول بگو
لونا: با....باشه خب تو واقعا دوستم داری یعنی حسی که به من داری زود از بین نمیره ولم نمی کنی
یونگی: نه باز چی شده
لونا: ب...ب....به نظر من ما هنوز جونیم شاید عاشق یکی دیگه بشیم پس
یونگی: پس پس چی
لونا: ط...طلا... طلاق بگیریم
یونگی: نکنه کسی دیگه رو دوست داری( با عصبانیت )
لونا: چ.....چی نه....نه عمرا فقط بیا طلاق بگیریم تو شاید ولم کنی بری
یونگی: چه گفتی بگو غلط کردم( با داد)
یونگی از خونه رفت بیرون شاید من شورش رو در آوردم ولی من از تنهایی میترسم گشنم هست بهتره برم ببینم توی یخچال چیه ولی هیچی نبود

بعد از ظهر
بخاطر اینکه گشنم بود رفتم خوابیدم الان بیدار شدم همه جا تاریک بود ترسیدم اول به یونگی زنگ زدم
لونا: یونگی من من گشنمه میشه
یونگی: تو چقدر شکمو هستی آخه هوف برو ببینم من جایی هستم
قطع کرد........
دیدگاه ها (۳)

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

پارت چهار لونا: یونگی من می‌خوام توی کره جنوبی درس بخونم اگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط