پیر مردی را دیدم که از جان برای آمدنت
پیر مردی را دیدم که از جان برای آمدنت
دعا می کرد
...تازه فهمیدم چه جان خورده سختی است
...ترس مردن و ندیدنت
دعا می کرد
...تازه فهمیدم چه جان خورده سختی است
...ترس مردن و ندیدنت
- ۳۶۷
- ۱۵ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط