{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« عروسک من »

« عروسک من »
Part 14
ویوی کالیرا :
تهیونگ رفت توی اتاق مهمان و لباسش رو عوض کرد و بعدش هم رفت روی تخت دراز کشید و با خودش زمزمه کرد
تهیونگ : نمی‌دونم اما علاقه ام به محنا خیلی بیشتر از قبل شده وقتی که اون دکتره گفت به خاطر رژیم یخ اون جوری شده می خواستم برم پی دی نیم رو خفه اش کنم نمی‌دونم اما واقعا دوستش دارم بهش اعتراف کنم بهش بگم چقدر دوستش دارم بهش بگم فقط می‌ خوام که بهش اعتراف کنم
( پرش زمانی به ساعت ۶ صبح )
ویوی محنا :
با صدای آلارمم بیدار شدم و رفتم به سمت سرویس بهداشتی و بعد از انجام دادن کار های مربوطه رفتم به سمت میز لوازم ارایشیم و یه کمی روتین پوستی رفتم و بعدش هم آرایش کردم و رفتم یه سمت کلوزت روم و بعدش هم یه استایل زدم و رفتم به سمت پایین تا صبحانه آماده کنم می خواستم تهیونگ رو بیدار کنم که دیدم بدبخت حدودا ۲۴ ساعته نخوابیده برای همین هم بیدارش نکردم و صبحانه اش رو براش گذاشتم و روی یه کاغذ کوچک نوشتم :
تهیونگی من دارم میرم شرکت اگر نتونستم ازت خوب پذیرایی منم من رو ببخش صبحونه آن رو کامل بخور 🤍
و بعد هم رفتم به سمت سوییچ ماشین هام و سوارش شدم و رفتم به سمت شرکت که دیدم نهال و جونگ کوک دم در شرکت هستند
محنا : اوه سیسی عزیزم شب گذشته چطور بود ؟
نهال : هانی عزیزم کرم نریز
محنا : من کرم نریزم چه کسی کرم بریزه ؟
جونگ کوک : بسه فعلا بیاید بریم بالا
( پرش زمانی به ساعت ۱۰ صبح )
ویوی تهیونگ :
با صدای آلارمم از جام دل کندم و بعدش هم رفتم یه دوش گرفتم و لباسام رو با لباس بیرونی عوض کردم و رفتم به سمت پایین فکر می کردم محنا هم هست اما یه چیزی روی میز آشپزخونه نظرم رو به خودش جلب کرد رفتم نامه رو برداشتم و خوندم که فهمیدم رفته شرکت نشستم صبحونه آم رو خوردم و بعدش ظرف هارو جمع و جور کردم و با ماشین خودم هم رفتم به سمت شرکت که ساعت حدودا ۱۲ بود وقتی رسیدم ماشین رو پارک کردم و رفتم به سمت اتاق جلسات چون که امروز جلسه داشتیم که زمان شروعش هم ساعت ۱۲ و نیم بود
( پرش زمانی به وقتی که جلسه تموم شد )
جیهوپ : وای واقعا عالی شد که الان من و تو باید باهم فیت بدیم خیلی خوشحالم
محنا : داداش گلم من بچه بودم سناریوی سازی این لحظه رو می کردم ولی الان واقعیه
جیهوپ : 😂 وای واقعا ؟ خب به نظرت دنسش رو چطوری درست کنیم ؟
محنا : ببین یه دنسی درست طراحی کنیم که خودمون هم توش بمونیم
جیهوپ : وای عالیه به دنس طراحی می کنیم سخت و قشنگ
نامجون : الحق که دوتاتون دیوونه هستید
محنا : وا خب چیه ؟
شوگا : آخه کدوم انسان عاقلی میاد یه دنسی طراحی می کنه چه سخت باشه و در عین حال خودش هم می‌تونه اون دنس رو بره ؟
محنا و جیهوپ همزمان : ما
جین : اینارو ولش کنید I am world wide handsome
جیمین : این که از حال هیونگ بزرگترمونه این هم حال دوتا آیدل که فندومشون بزرگترین فندومه از سنتون خجالت بکشید
محنا : ( رفت لپ جیمین رو کشید ) فعلا که من باید حق آرمی بودنم رو تموم کنم که کردم
جیمین : بابا ابهت ماروهم بردی پایین
نهال : 😂😂😂 اصلا عالی هستید خودم خوبم و بس
محنا : فعلا که امروز توی اتاق تمرین دنس می بینمت
نهال : بابا غلط کردم
محنا : دیگه دیره عزیزم
جونگ کوک : بابا بدبخت رو ولش کن خداوکیلی محنا
محنا : گفتم که دیره عزیزم
دیدگاه ها (۱)

بانو فالو شه ؟ فیک خاش خداست 🌕✨@lavender_10

بانو فالو بشه ؟ عاشق فیکش هستم 🫶✨@pinki-payi

« عروسک من Part 13 ویوی محنا : با سردرد خفیفی چشمام رو باز ک...

« عروسک من »Part 12 محنا : خیر جونگ کوک : خب برای چی ؟ 😂محنا...

« عروسک من »Part 2 پی دی نیم : نامجون عزیزم آرام باش اول وای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط