{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

•وقتی
میفهمی خوناشام هستن و ازشون میپرسی/•

نامجون: اره خوناشامم و خیلی گشنمه
ا/ت: منظورت چیه؟
نامجون: یعنی خونتو میخوام.

جین: کیم ا/ت لطفا خفه شو
ا/ت: چرا؟
جین: چون هنوز گشنم نیست!

یونگی: از کجا فهمیدی؟
ا/ت: یعنی هستی؟
یونگی: «میخنده» میخوای دندونامو نشونت بدم؟

هوسوک: چاگیا اونقدرام بد نیستم
ا/ت: چرا بدی
هوسوک: اگه بد بودم تا الان مرده بودی.

جیمین: اگه بگم اره ازم میترسی؟
ا/ت: یعنی اره؟
جیمین: اره!

تهیونگ: چی گفتی؟
ا/ت: تو خوناشامی؟
تهیونگ: خوب حدس زدی!
ولی امشب برات یه چیز دیگه میشم که تو عمرت ندیدی
ا/ت: «با ترس» یعنی چی؟
تهیونگ: بگذریم ،حالا برو تو اتاق تا بیام

جونگکوک: هوم اره ولی امشب باهات کاری ندارم
ا/ت: منظورت چیه؟
جنگکوک: حسش نیست فردا میفهمی
دیدگاه ها (۰)

سناریو•وقتی جلوشون با داداشت دعوات میشه•نامجون: «چه برادر رو...

سناریو•وقتی اکست به زور میکشتت سمت خودش•نامجون: به چه حقی لم...

ازدواج اجباری«پارت ۲۵»«تق تق»(صدای دره مثلا)پسر بدون اینکه ن...

سناریو بی تی اس

love Between the Tides⁴⁸فردا ا/ت: دیر کردم؟ تهیونگ: نها/ت: خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط