سناریو
سناریو
•وقتی
میفهمی خوناشام هستن و ازشون میپرسی/•
نامجون: اره خوناشامم و خیلی گشنمه
ا/ت: منظورت چیه؟
نامجون: یعنی خونتو میخوام.
جین: کیم ا/ت لطفا خفه شو
ا/ت: چرا؟
جین: چون هنوز گشنم نیست!
یونگی: از کجا فهمیدی؟
ا/ت: یعنی هستی؟
یونگی: «میخنده» میخوای دندونامو نشونت بدم؟
هوسوک: چاگیا اونقدرام بد نیستم
ا/ت: چرا بدی
هوسوک: اگه بد بودم تا الان مرده بودی.
جیمین: اگه بگم اره ازم میترسی؟
ا/ت: یعنی اره؟
جیمین: اره!
تهیونگ: چی گفتی؟
ا/ت: تو خوناشامی؟
تهیونگ: خوب حدس زدی!
ولی امشب برات یه چیز دیگه میشم که تو عمرت ندیدی
ا/ت: «با ترس» یعنی چی؟
تهیونگ: بگذریم ،حالا برو تو اتاق تا بیام
جونگکوک: هوم اره ولی امشب باهات کاری ندارم
ا/ت: منظورت چیه؟
جنگکوک: حسش نیست فردا میفهمی
•وقتی
میفهمی خوناشام هستن و ازشون میپرسی/•
نامجون: اره خوناشامم و خیلی گشنمه
ا/ت: منظورت چیه؟
نامجون: یعنی خونتو میخوام.
جین: کیم ا/ت لطفا خفه شو
ا/ت: چرا؟
جین: چون هنوز گشنم نیست!
یونگی: از کجا فهمیدی؟
ا/ت: یعنی هستی؟
یونگی: «میخنده» میخوای دندونامو نشونت بدم؟
هوسوک: چاگیا اونقدرام بد نیستم
ا/ت: چرا بدی
هوسوک: اگه بد بودم تا الان مرده بودی.
جیمین: اگه بگم اره ازم میترسی؟
ا/ت: یعنی اره؟
جیمین: اره!
تهیونگ: چی گفتی؟
ا/ت: تو خوناشامی؟
تهیونگ: خوب حدس زدی!
ولی امشب برات یه چیز دیگه میشم که تو عمرت ندیدی
ا/ت: «با ترس» یعنی چی؟
تهیونگ: بگذریم ،حالا برو تو اتاق تا بیام
جونگکوک: هوم اره ولی امشب باهات کاری ندارم
ا/ت: منظورت چیه؟
جنگکوک: حسش نیست فردا میفهمی
- ۱۰۷
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط