اتفاقی عجیب!!!
اتفاقی عجیب!!!
در مسیر جنگ صفین (کنار نخلستانی) برای نماز مغرب توقف کردیم، حضرت امیر رفتند وضو بگیرند. مردی با موها و ریش های سفید و چهره ای نورانی نزدیک شد و با احترام سلام کرد و گفت:
« مرحبا به وصی آخرین پیامبر، رئیس پیشانی سفیدان...
هیچ کسی را همچون تو نمی بینم که در راه خدا، بلایی بزرگ چشیده باشد و بهترین ثواب را برده باشد و بالاترین مکان را از آن خود کرده باشد.
ای علی، برادرم! صبر کن...
اگر آن صورت های خاک آلود و سیه چُرده میدانستند در جنگ با تو، خدا چه عذابی برایشان آماده کرده از کار خود کوتاه می آمدند!
همچنین اگر این صورتهای سفیدرو میدانستند خدا چه چیزی از ثواب، در پیروی از تو برایشان قرار داده، آرزو میکردند که با قیچی تکه تکه شوند، پس سلام و رحمت خدا بر تو »
اینها رو گفت و ناپدید شد!
با رفتن او عمار یاسر، ابن عباس، مالک اشتر، ابوایوب انصاری، قیس بن سعد ... فوری بلند شدند و رفتند خدمت حضرت! پرسیدند او که بود؟!
حضرت فرمودند: «او شمعون، وصی وصی حضرت عیسی بود.»
ـ------------------------ـ
مناقب الامام امیرالمومنین
کوفی/ج۱/ص۱۷۲
در مسیر جنگ صفین (کنار نخلستانی) برای نماز مغرب توقف کردیم، حضرت امیر رفتند وضو بگیرند. مردی با موها و ریش های سفید و چهره ای نورانی نزدیک شد و با احترام سلام کرد و گفت:
« مرحبا به وصی آخرین پیامبر، رئیس پیشانی سفیدان...
هیچ کسی را همچون تو نمی بینم که در راه خدا، بلایی بزرگ چشیده باشد و بهترین ثواب را برده باشد و بالاترین مکان را از آن خود کرده باشد.
ای علی، برادرم! صبر کن...
اگر آن صورت های خاک آلود و سیه چُرده میدانستند در جنگ با تو، خدا چه عذابی برایشان آماده کرده از کار خود کوتاه می آمدند!
همچنین اگر این صورتهای سفیدرو میدانستند خدا چه چیزی از ثواب، در پیروی از تو برایشان قرار داده، آرزو میکردند که با قیچی تکه تکه شوند، پس سلام و رحمت خدا بر تو »
اینها رو گفت و ناپدید شد!
با رفتن او عمار یاسر، ابن عباس، مالک اشتر، ابوایوب انصاری، قیس بن سعد ... فوری بلند شدند و رفتند خدمت حضرت! پرسیدند او که بود؟!
حضرت فرمودند: «او شمعون، وصی وصی حضرت عیسی بود.»
ـ------------------------ـ
مناقب الامام امیرالمومنین
کوفی/ج۱/ص۱۷۲
- ۵۱۴
- ۲۰ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط