{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به انگشت نخی خواهم بست

به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا ،
زندگی شیرین است ،
زندگی باید کرد.
گرچه دیر است ولی ؛
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،
شاید به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم ، در دل
لحظه را دریابم.
من به بازار محبت بروم فردا صبح ،
مهربانی خودم ، عرضه کنم ،
یک بغل عشق از آنجا بخرم .
یاد من باشد فردا حتما ،
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم ،
بگذرم از سر تقصیر رفیق ،
بنشینم دم در ،
چشم بر کوچه بدوزم با شوق ،
تا که شاید برسد همسفری ،
ببرد این دل ما را با خود .
و بدانم دیگر ،
قهر هم چیز بدی‌ست.
یاد من باشد فردا حتما ،
باور این را بکنم ،
که دگر فرصت نیست ،
و بدانم که اگر دیر کنم ،
مهلتی نیست مرا...
و بدانم که شبی خواهم رفت ،
و شبی هست، که نیست ،
پس از آن فردایی...
#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۵)

ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎﺭﮔﺮ ﭼﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ!ﺣﮑﻢ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ،ﻓﻘﻂ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ....

عشقیعنی ستایش ویژگی‌هایی از معشوقکه نوید جبران ضعف‌ها و کمبو...

او را دوست دارم . . .خیلی ساده حتی بدون قافیه‌ای شعر یا‌ نثر...

آنطور که هستی‌ باش ،....صداقت مؤثرترین تیری است که به قلب هد...

گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها فقط با «کلمه» همدیگر را پیدا نمی‌کنند...

امروز تولد من است؛ اما راستش را بخواهید، این روزها تولد هم ...

هالی : اره نانسی بنظر میرسه امروز یه دختر به اسم دمو اومد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط