{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم...
سعدی
دیدگاه ها (۱)

قاصدک !شعر مرا از بر کنبرو آن گوشه ی باغسمت آن نرگس مستو بخو...

عمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقیوز می چنان نه مستم کز عشق روی ...

موج بیتاب شدم،در تب و حیران خودمدایما در تپش و بی خبر از جان...

فرشته نازدر پردهء لطیف حریر خیا ل منپیچیده اند پیکر مهتابی ت...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

he Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت بیست و یکم ایو:حرف...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۲: ورود ناخواندهسکوت میان من و تهیونگ سن...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط