همه تاریخ را تکان دادی

همه تاریخ را تکان دادی
با یک قلب «شش ماهه»
به تقدیر آسمانی خویش دل سپردی
یک گام «شش ماهه» برداشتی
تا به «ملکوت» رسیدی

«علی اصغر» بودی،
اما دلت بزرگ بود
گام هایت بلند بود ـ برای عروج به ملکوت ـ
خدا خواست تو بیایی
ـ درست، لحظه ای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق سرخ بود ـ
و تو اتفاق افتادی
نگاه سبزت را روانه چشم اندازی سرخ کردی
و چشم به راه یک روز ماندی؛

روزی که قنداقه امروز و «لباس احرام» فردایت
بوی «شهادت» بگیرد
دیدگاه ها (۱)

همه تاریخ را تکان دادیبا یک قلب «شش ماهه»به تقدیر آسمانی خوی...

و پلک گشودی دنیایی را که برایت کوچک بودخدا تو را برای تاریخ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط