{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لالا، لالا ... گل پرپر... لالا... لالا... علی اصغر...

لالا، لالا ... گل پرپر... لالا... لالا... علی اصغر...
چی داریم این جا شیرینم... بجز به مشت خون و پر
مادر بخواب!
امشب بوی کربلا می دهد لالایی هایم.

مادر بخواب؛ نمی خواهم امشب خون دلم را ببینی.
مادر بخواب... علی کوچکم بخواب!
چرا این همه زاری می کنی مادر؟
نکند تو هم فهمیده ای امشب ستاره ها برای که جشن تولد گرفته اند؟

چرا ضجّه می زنی مادر؟
آسمان امشب دارد خودش را سبک می کند روی شانه های زمین.

این باران نیست؛ اشک های ملایک است برای تطهیر خاک. می دانی کودکم، امشب عشق به دنیا می آید؛ با همه کودکی اش، با همه کوچکی اش. امشب، شیرین ترین خواب دنیا آشفته است.
می دانم که فهمیده ای مادر، بگذار قصه تشنه ترین لب های کوچک دنیا را برایت نگویم!
دیدگاه ها (۱)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

اینا نتیجه استوری های سلبریتی هاست و مماشات و برخورد نکردن ق...

🖤 پناه من𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیت‌ها🖤 لاناسن: ۱۸ سالشغ...

﷽⚠️ «#لالاییِ غفلت» (نامه‌ای به دولت و ملت)✍ابوذر خدادادی م...

P¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

سلام کیوتچه ها🎀خب من این رمان رو نصف نیمه ول کرده بودم ولی خ...

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط