پارت23

پارت23

جیمین: مامان هانا (اسم مامان جیمین)
+: آره
جیمین: کی میاد
+: الانه که برسه دیگه خب من رفتم
جیمین: ا.ت بیا بیرون
ا.ت: مامانت میخواد بیاد
جیمین: آره
ا.ت: خیلی خوبه که
جیمین: آره
ا.ت: خب من برم پایین
جیمین: باشه برو منم الان میام
پایین نشسته بودیم
مامان جیمین اومد
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمین: مامان
هانا: پسرم(علامت هانا[☆])
☆: پسرم خوبی
جیمین: آره مامان
✓: خودتون لوس نکنید دیگه
☆: پسرمو دیدما
جیمین: مامان بیا بشین
فقط خودمو مامانم بودیم
☆: واقعا با اون دختره میخوای ازدواج کنی
جیمین: مامان نجاتم بده مجبورم کردن که با اون ازدواج کنم ولی ازش خوشم نمیاد
☆: کس دیگه ای است که ازش خوشت بیاد
جیمین: اره
☆: خب کیه
جیمین: دوست دخترمه
☆: دوست دختر داری
جیمین: آره
☆: خب اون درباره این دختره رو میدونه
جیمین: اینجا کار میکنه
☆: تو عاشق خدمتکارتون شدی
جیمین: نه مامان ما از قبل باهم بودی اون اومد اینجا دیگه
☆: عجیبه خب کیه الان اینجاست میتونم ببینمش
جیمین: آره اینجاست یه لحظه اجوما
اجوما: بله آقا
جیمین: به ا.ت میگی دولیوان قهوه بیاره
اجوما: چشم
☆: چرا به این گفتی شک میکنه ها
جیمین: اجوما میدونه

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

سناریو سو پارت اول

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

عشق بی پایان

بریم گرلام ؟؟فایتینگ 🌺رمان:«عموی ناتنی من»Part:4ویو «تهیونگ»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط