بچگانهایبزرگسال

#بچگانه_ای_بزرگسال

#پارت9

دکتر گفت:

دکتر:  بله عزیزم لازمه

لیسا با تردید به اتاق معاینه رفت صدای دکتر میومد که میگفت:

دکتر:  رابطه ی خشن داشتی ؟!

لیسا:  نه

دکتر:  ولی وضعیت رحمت اینو نمیگه

لیسا:  یعنی چی ؟!

دکتر پشت میزش نشست و گفت:

دکتر:  آقا با همسرتون رابطه های خشن برقرار میکنین؟!

متعجب گفتم:   نه

دکتر: وضعیت رحمشون احتمال رابطه ی خیلی وحشیانه رو نشون میده و البته رحم همسر شما قادر به نگه داشتن بچه نیست

جونگکوک:  یعنی چی خانوم

لیسا هم اومد دکتر ادامه داد:

دکتر:  به نظر من همسرتون چند تا سقطی هم داشتن

رنگ از رخ لیسا پرید و گفت:

لیسا:  نه خانوم دکتر من تاحالا حامله نشدم

دکتر نگاه معنا داری به لیسا انداخت

مامان گفت:

جودا:  یعنی نمیتونه حامله بشه ؟!

دکتر:  نه خانوم نمیتونه بشه هم سر دوماه سقط میشه

دهنم وا مونده بود... منظورش از سقطی چی بود منظورش از رابطه ی خشن چیبود

مامان گفت:

جودا:  پس هیچ راهی نیست

دکتر:  ای یو ای و ای وی اف اصلا جواب نمیده مگه اینکه رحم اجاره کنین

جودا:  یعنی چی ؟! 

دکتر:  یعنی جنین رو که از این دو زن و مرد ساخته شده رو توی رحم یه خانوم دیگه بزارین

مامان موافقت کرد من فقط سکوت کرده بودم...
دیدگاه ها (۰)

#بچگانه_ای_بزرگسال #پارت10ویو ات:داشتم محیای ناهار میشدم که ...

#بچگانه_ای_بزرگسال   #پارت8ویو جونگکوک: درحال خوردن شام بودی...

#بچگانه_ای_بزرگسال #پارت7جودا خانوم سر رسید با دیدن من سمتم ...

#بچگانه_ای_بزرگسال #پارت 3 مشغول درس کردن غذا بودم که آقای ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط