ارباب من
ارباب من
Part8
لیا:بریم پایین
چاعان:ابرویی بالا انداختم مشتاقی که مال من بشی زود
لیا:سرمو انداختم پایین لب زدم ایجوری نیست
چاعان:پس چطوریه دستمو گذاشتم دور کمرش و به طرف خودم کشیدمش
لیا:سرم پایین بود توی بغل ارباب بود قلبم تند تند میزد صدای قلبمو میشنیدم
چاعان: دستشو گرفتم و از اتاق رفتیم بیرون لیا
لیا:جانم
چاعان:از چیزی نترسی من پیشتم
لیا:سرم به نشونوی تایید تکون دادن با چیزی که ارباب گفت احساس امنیت رو احساس کردم از پله ها امدیم پایین همه دست میزدند به طرف میز عقد رفتیم و نشستیم بعد چند ساعت جشن عقد تموم شد
چاعان:لیا بریم بالا توی اتاق خسته شدی
لیا:اره خسته شدم رفتیم طبقیه بالا می خاستم برم توی اتاقم
چاعان:کجا میری ؟
لیا:توی اتاقم
چاعان:پوز خنده ای زدم اتاقت اینجاست
لیا:اون اتاق شماست
چاعان:اتاق من وت نداره اتاق تو دیگه اینجاست بیا برو داخل
لیا رفتم توی اتاق همه جا گل و شمع بود روی تخت گل گلی بود لب زدم اینا برای ...
چاعان:پریدم وسط حرفش برای ما هستش
لیا:خیلی خشگله
چاعان:به خشگلی چشات سبز جنگلیت نیست که
پارت ۸ پاک شده بود دوباره گذاشتم
Part8
لیا:بریم پایین
چاعان:ابرویی بالا انداختم مشتاقی که مال من بشی زود
لیا:سرمو انداختم پایین لب زدم ایجوری نیست
چاعان:پس چطوریه دستمو گذاشتم دور کمرش و به طرف خودم کشیدمش
لیا:سرم پایین بود توی بغل ارباب بود قلبم تند تند میزد صدای قلبمو میشنیدم
چاعان: دستشو گرفتم و از اتاق رفتیم بیرون لیا
لیا:جانم
چاعان:از چیزی نترسی من پیشتم
لیا:سرم به نشونوی تایید تکون دادن با چیزی که ارباب گفت احساس امنیت رو احساس کردم از پله ها امدیم پایین همه دست میزدند به طرف میز عقد رفتیم و نشستیم بعد چند ساعت جشن عقد تموم شد
چاعان:لیا بریم بالا توی اتاق خسته شدی
لیا:اره خسته شدم رفتیم طبقیه بالا می خاستم برم توی اتاقم
چاعان:کجا میری ؟
لیا:توی اتاقم
چاعان:پوز خنده ای زدم اتاقت اینجاست
لیا:اون اتاق شماست
چاعان:اتاق من وت نداره اتاق تو دیگه اینجاست بیا برو داخل
لیا رفتم توی اتاق همه جا گل و شمع بود روی تخت گل گلی بود لب زدم اینا برای ...
چاعان:پریدم وسط حرفش برای ما هستش
لیا:خیلی خشگله
چاعان:به خشگلی چشات سبز جنگلیت نیست که
پارت ۸ پاک شده بود دوباره گذاشتم
- ۱.۴k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط