{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز از پس یک اتفاق بزرگ می شوی...

یک روز از پس یک اتفاق بزرگ می شوی...
روز اول حالت سنگین می شود، گیج می شوی...
هر لحظه گمان می کنی دنیا خراب می شود روی سرت...
و تمام روز دوم چشمهایت تب می کند، می سوزد...
ولی حالت دیگر به سنگینی دیروز نیست...

روز سوم...
امان از روز سوم که وقتی به نیمه می رسد، خودت را برمیداری و میروی گوشه ای و میباری و میباری و میباری...
به حال تمام خوش باوری هایت...
تمام رویاهایت...
به خواستن هایی که خواسته نشد و حرف هایی که گفته نشد...
و دلی که دیده نشد...
میباری و میباری و میباری...
بعد از پس تمام اشک هایت بزرگ می شوی...
گاهی اتفاق ها درست می افتد وسط خوش باوری هایت...
گاهی خدا آنقدر دلش به حال باورهای ساده ما می سوزد که زمین میزند ما را با همان باورها.. و بعد کنارمان می ایستد.. دستش را دراز می کند.. و ما را دوباره شروع می کند...
با یک زخم...
که یادمان باشد گاهی سادگی درماندگی می آورد...
دیدگاه ها (۱)

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

گاهی بعضی چیزها فقط یک ظاهر نیستند؛پشت هر انتخاب، حرفی از با...

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

تولدت مبارک کوکی جونم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط