{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد .

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد .
می گفت :
به سگی تکه استخوانی دادم .....
و درعوض گله گوسفندان را گرفتم .....
گرگ می گفت :
من اگر پاره پاره میکنم .....
نه بخاطر زیاده خواهی خودمه .....
بلکه به فکر بچه های روباه .....
فکر بچه های کفتار هم هستم .....
هنوز اصالتم را از دست ندادم ......
برای سگ ناراحتم .....
که چرا فکر بچه های چوپان را نمی کند .
به تمامه سگ صفتان روزگار میگویم .....
اگه خواستید کسی رو بفروشید .....
به قیمت خودش بفروشید .
به سلامتی گرگ های اصیل ......
نه سگ های رییس ......
بسلامتی آدمای بامرام ......
نه با شخصیتهای سگ مرام .....
به سلامتی شبهای سرد گرگی ......
نه روزای گرمه سگی .....
دیدگاه ها (۴)

ڣِِِِِِِـــــًًًًٍٍـــٍٍٍٍٍٍٍٍٍْْـٍٍْْـٌٌٍـًًًًًًًًـٍٍٍٍـاٌٍ...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد گفت به سگی تکه استخونی ...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....گفت به سگی تکه استخ...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....گفت به سگی تکه استخ...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....گفت به سگی تکه استخ...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....گفت به سگی تکه استخ...

گرگی را دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....میگفت به سگی تکه...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....گفت به سگی تکه استخ...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....گفت به سگی تکه استخ...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....گفت به سگی تکه استخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط