{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد


مجالِ من همین باشد که پنهان عشقِ او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

#حافظ
#نامتواری
دیدگاه ها (۰)

بدون مخاطبچون قشنگ بود کار کردمسبزه ها را گره ای کور مزن تا ...

@mobina.oneمن میدونم که توتوی این شهر نیستی...میدونم توی این...

نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرمسایـه ات نـیـز بـیـف...

آنقدر درگیر ِ من بوده ایکه بعد از رفتنم باید تا آخر ِ عمرتظا...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط