Part

Part:1

ویو جونگکوک:
صبح زود بیدارشدم و رفتم به پایگاهی
که نزدیک دوهفته بود انتقالی گرفته
بودم ،چون با جیمین اومده بودیم احساس
تنهایی نمیکنم ، ما باهم دوستیم تقریبا از
بچگی همو می‌شناسیم الان هم به بهانه
دوستیمون وقتای استراحت رو
باهم میگذرونیم .امروز قرار بود اولین پرونده امو بدن، شنیدم
قراره یه مافیا رو دستگیر کنیم و مث اینکه
همه اینجا ازش میترسن و کسایی که
قبلن میخواستن دستگیرش کنن همه شون کشته شدن .
برای همین هیچکس زیر بار این پرونده نمیره .
میخوام پرونده رو قبول کنم بالاخره آخرش یا میمیرم یا زنده میمونم.
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
ویو جیمین:
چند روز پیش رئیس پلیس بهم گفت
که من و جونگکوک قراره دوتایی روی
این پرونده کار کنیم شاید بخاطر اینه که
من تجربه بیشتری دارم و بزرگترم . البته فکر کنم جونگکوک هنوز خبر نداره.
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
( -- رئیس پلیس =ر/پ--)

ر/پ=جئون .... پرونده رو خوندی؟

جونگکوک=بله رئیس.

ر/پ=خوبه...میخوای روش کار کنی؟

جونگکوک=دیشب دربارش فکر کردم... آخرش یا مرگه یا میتونم زنده بمونم... پس بله قبولش میکنم.

ر/پ=ریسک بزرگیه البته به قیمت جونتون.

جونگکوک=جونمون؟؟!

눈_눈
ادامه دارد.....
شرایط پارت بعدی:¤
《♤cament : 10 💬♡》
《 ◇laik : 12 ❤️♧》
دیدگاه ها (۱۵)

ادیت خودم 😁میدونم افتضاحه ولی به گفتنش لازم نیس 🙂❌گزارش نکنی...

خبر رسیده تولد یه جذابه🤩😎🎁نمیدونین باید این گربه رو کجا پیدا...

یونیــم فالو شه🪿🕶

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹ترجمه : دل خوشیه من بود تا ...

پلیس مخفی. Part3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط