سونیک و ناین و شدو پرایم
سونیک و ناین و شدو پرایم
ف دوم پارت سه
از زبان ناین
بلاخره زنگ اخر بعد سه ساعت خورد
تیلز اومد پیشم
از زبان تیلز
من : بیا باهم بریم خونه
ناین : باشه
از زبان ناین
رفتیم سمت خوابگاه و بای بای کردیم
رفتم تو اتاقی که شدو بود
که دیدم شدو هنو همون جوری نشسته و سرش تو گوشیه
رفتم کنارش
من : سلام شدو من اومدم
شدو : سلام عشقم
بعد من اونو ماچ کردم
من : شدو عشقم جونم قلبم چرا بهم اهمیت نمیدی.
که یهو دیدم که درد اومده
از زبان درد
رفتم و دست نلین رو گفتم و بردمش بیرون از خوابگاه
من : سلام ناین خسته نباشی خوشگل خانم
ناین با صورتی سرخ : ممرسی
منم بردمش تو پارک gold
اونجا نشستیم
از زبان شدو
من میخوام با ناین ازدواج کنم دیگه قلبم تاقت نداره
رفتم و با دوستای ناین خوابگاه رو تزیین کردیم
بعد یک ساعت ناین با درد اومد
من با زانو زدگی : نلین با من ازدواج میکنی پری من
از زبان ناین
واییییییییییی قلبم داشت تند تند میزد و دستمم رو سینه ی چپم بود
من : ششششدو تو این برنامه ریزی رو کردی
شدو : بله
من بهو زوق کردم و داشتم کنترلمو از دست میدادم
شدو: با من ازدواج میکنی ملکه ی من
من بعد ده ثانیه مکس یهو پریدم تو بقل شدو و با فریاد گفتم
بله
بعد همه با زوق دست زدن و بعضی ها سوت میزدن بعضی ها هم بیشگن میزدن
بعد شدو حلقه رو توی دست چپم کرد و من دوباره بقلش کردم
شدو هم به من یه دسته گل رز قرمز داد
من : وایی شدو ممنونم اینا خیلی زیبان
شدو با نیش خند و صورتی سرخ : ولی به زیبایی تو نیستن بانوی من
من یهو نفهمیدم چی شد که منم سرخ شدم
و رفتم کنارش و کلمو گذاشتم روی سینه ی شدو
شدو هم منو بلند کرد مثل نوزاد
منم هی داشتم به شدو زل میزدم که نفهمیدم چی شد که رسیدیم به یه لباس عروس فروش
ادامه به زودی
نویسنده : نظرتون چیه بچه ها تو کامنت بگید
ف دوم پارت سه
از زبان ناین
بلاخره زنگ اخر بعد سه ساعت خورد
تیلز اومد پیشم
از زبان تیلز
من : بیا باهم بریم خونه
ناین : باشه
از زبان ناین
رفتیم سمت خوابگاه و بای بای کردیم
رفتم تو اتاقی که شدو بود
که دیدم شدو هنو همون جوری نشسته و سرش تو گوشیه
رفتم کنارش
من : سلام شدو من اومدم
شدو : سلام عشقم
بعد من اونو ماچ کردم
من : شدو عشقم جونم قلبم چرا بهم اهمیت نمیدی.
که یهو دیدم که درد اومده
از زبان درد
رفتم و دست نلین رو گفتم و بردمش بیرون از خوابگاه
من : سلام ناین خسته نباشی خوشگل خانم
ناین با صورتی سرخ : ممرسی
منم بردمش تو پارک gold
اونجا نشستیم
از زبان شدو
من میخوام با ناین ازدواج کنم دیگه قلبم تاقت نداره
رفتم و با دوستای ناین خوابگاه رو تزیین کردیم
بعد یک ساعت ناین با درد اومد
من با زانو زدگی : نلین با من ازدواج میکنی پری من
از زبان ناین
واییییییییییی قلبم داشت تند تند میزد و دستمم رو سینه ی چپم بود
من : ششششدو تو این برنامه ریزی رو کردی
شدو : بله
من بهو زوق کردم و داشتم کنترلمو از دست میدادم
شدو: با من ازدواج میکنی ملکه ی من
من بعد ده ثانیه مکس یهو پریدم تو بقل شدو و با فریاد گفتم
بله
بعد همه با زوق دست زدن و بعضی ها سوت میزدن بعضی ها هم بیشگن میزدن
بعد شدو حلقه رو توی دست چپم کرد و من دوباره بقلش کردم
شدو هم به من یه دسته گل رز قرمز داد
من : وایی شدو ممنونم اینا خیلی زیبان
شدو با نیش خند و صورتی سرخ : ولی به زیبایی تو نیستن بانوی من
من یهو نفهمیدم چی شد که منم سرخ شدم
و رفتم کنارش و کلمو گذاشتم روی سینه ی شدو
شدو هم منو بلند کرد مثل نوزاد
منم هی داشتم به شدو زل میزدم که نفهمیدم چی شد که رسیدیم به یه لباس عروس فروش
ادامه به زودی
نویسنده : نظرتون چیه بچه ها تو کامنت بگید
- ۱.۹k
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط