{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی که دلگیرم ،کنارت برنمی گردم

گفتی که دلگیرم ،کنارت برنمی گردم
آتشفشان داغِ پر آشوب و پر دردم
دیگرنگاهت مرهم این زخم ها نیست!
لیلای عشقم مرده در‌ اشعار سردم
در سینه ام ناگه چه طوفانی به پا شد
چون تیرِ زهرآلودهِ بر قلبم رها شد
پتکی به روی سینه ام میکوفت خود را
دنیا برایم ناگهان یک جا فنا شد
لعنت به من آرامش و عشقم تو بودی !
لعنت به تو که قلب و احساسم ربودی!
چون زمهریرِ سرد و بی احساس گشتی
بی تو بگو این زندگی دارد چه سودی هرگز نشد دل باورش بامن چه کردی
دیدگاه ها (۱۳)

حال‌من با دیدنت درلحظه ای تغییر کردکلبه ی ویرانه ام را ...

دلبری دارم خیالی که دلم را میخردپا به پای من مرا بر شهر دلها...

عشق یعنی اینکه او حال تو را عالی کندتو بخندی او همَ از این ح...

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط