{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یعنی اینکه او حال تو را عالی کند

عشق یعنی اینکه او حال تو را عالی کند
تو بخندی او همَ از این حال تو حالی کند
فرش قرمز رفت از مد،عشق یعنی اینکه او
کوچه های شهرتان را یک به یک قالی کند
عشق یعنی تو بگویی عاشق کربن شدی
او ریاضی را برایت شیمی آلی کند
عشق یعنی سرزمین قلبتان را او شبی
بی اجازه چون فلسطین خاک اشغالی کند
عشق یعنی تو بگویی خنده کن وقت سفر
او کنارت اشک ریزان باز خوشحالی کند
اینکه هر کس میرسد رنجت دهد دشوار نیست
درد یعنی اینکه او پشت تو را خالی کند
درد یعنی او برای دیدن لبخند تو
تو نفهمی او تمام روز حمالی کند
درد یعنی اینکه احساس تو را همسطح با
ثروت اجدادیش یا قدرت مالی کند
درد یعنی اینکه در اوج جوانی بی تو او
بگذرد از عمــــــر خود
فکــــــــــــر میانسالی کند...
دیدگاه ها (۷)

گفتی که دلگیرم ،کنارت برنمی گردم آتشفشان داغِ پر آشوب و پر د...

حال‌من با دیدنت درلحظه ای تغییر کردکلبه ی ویرانه ام را ...

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ ...

قصه های دل من گفتنیهتو به من یاد دادی غم رفتنیهزندگی باعشق ت...

سناریو توکیو ریونجرز

پارت ۲۷توبیراما.پادشاه دوم سرزمین اوزوماکی، که در زمان های ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط