{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پُر از دردم نمی خندم بگو با دل چه باید کرد؟

پُر از دردم نمی خندم بگو با دل چه باید کرد؟

که من خشکم تو بارانی، بگو با گل چه باید کرد؟



کمی امروز و فردا کن کمی نم نم بیا شاید

بفهمم سر نوشتم را که تا ساحل چه باید کرد؟



تو خورشیدی و در طوفان به امید تو می جنگم

ولی مهرت اگر بر من نشد مایل چه باید کرد؟



تمام عمرمان سرگرم جمع و ضرب و تفریقیم

کسی اما نمی داند که با حاصل چه باید کرد



به پای عشق او هر دم خودم را تن به تن کشتم

بگو یا قاضی الحاجات، با قاتل چه باید کرد؟



ببین مقتول این قصه به من یک ریز می خندد

و من با خود گلاویزم که با این دل چه باید کرد؟
دیدگاه ها (۲)

یه موقع‌هایی به دور و ورم نگا میکنم میبینم حتی گنجشکا هم دیگ...

*خب..‌* *شب خوبی داشته باشین💙* *سخت نگیرین* *همه چیز میگذ...

*درباره‌ی زخمی که خودت صاحبش هستی* *پیش دیگران ناله نکن* *...

#‍فران‍‌سوی‌‍ها .وق‍‌تی می‍‌خوان بگن:« ‍من دلتن‍‌گ ‍توام »می...

PT/2 مرد که از حالت دختر فهم...

سناریویه چیز مشت از پیج قبلیم اوردم 😍ات مظلوم و با التماس : ...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط