{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PT/2

PT/2



مرد که از حالت دختر فهمیده بود چقدر ترسیده بخاطر اروم کردنش نفس عمیقی کشید و دختر رو به خودش نزدیک کرد تا راحت تر بشینه و سعی کرد نرم صحبت کنه اما کاملا جدی بود: چرا دیگه نمی خوای دوست دخترم باشی ؟

ات که هنوز ترسش نریخته بود بود اب دهنشو صدا دار قورت داد و اروم و بدون اینکه به مرد نگاه کنه گفت : اگه بهت بگم می ذاری برم ؟

یونگی نیشخند زد و نرم گفت : این یه معامله نیست کوچولوی من ... باید بگی

ات لپاشو باد کرد و لب و لوچش اویزون شد لحن یونگی اروم و نرم بود مثل همیشه و شنیدن کوچولوی من نشون می داد عصبانیتش کم شده پس ترسش کمتر شده بود و با نارضایتی و غر زد: چرا همیشه مجبورم به حرفت گوش بدم ؟ چرا تو به حرف من گوش نمی دی ؟

یونگی اروم و خنسرد و اما مصمم بود یدونه دلیل ات چیه : بخاطر اینه که نمی خوای دیگه دوست دخترم باشی ؟

ات بدون مکث : نه ...

یونگی ابرویی بالا انداخت : پس چیه کوچولو ؟ چرا نمی خوای پیش من باشی ؟

ات سکوت کرد اصلا دلیلی نداشت چرا باید ادم نخواد پیش عشقش باشه؟ ات دوست داشت از سر کول مرد بالا بره و از نوازش هاش برخوردار باشه و بوسش کنه .... ولی همه اینا بخاطر محافظت از مرد بود چون اون مرده تحدیدش کرده بود که اگه از یونگی جدا نشه اونو می کشه ات دلش نمی خواست یونگی یه زخم کوچولو برداره.... اون تحدید دل هر کسی رو می لرزوند هیچکس دوست نداره حتی یه خار بره تو پای عشقش پس سعی کرد بهونه ای بیاره و نوچ نوچی کرد چیزی به ذهنش اومد و بعد با لحن مثلا ناراحتی بدون اینکه به شخص رو به روش نگاه کنه گفت : چون تو به من محبت نمی کنی ..چون دوسم نداری ..

خود دخترم می دونست داره چه بهونهٔ مشخره ای رو میارم و مرد عمراً با اینا راضی بشه ولی چاره ای نبود

یونگی کمی فکر کرد و بعد محکم و واضح گفت : من از روز اول بهت گفتم من ادمی نیستم که مرتب بگم دوست دارم من مثل بقیهٔ مرد ها نیستم ..مکث کرد و این جمله رو خیلی قاطع گفت ..
«من خودم»...  گفتم که من با رفتارم نشون می دم دوست دارم و اگه بهت کم محبت کردم باشه سعی می کنم بیشتر محبت کنم ...اما درد تو اینا نیست راستشو بگو

ات سعی کرد بهونهٔ جدیدی بتراشه از روی پای یونگی بلند شد وایساد رو به روش و خیلی جدی و محکم گفت : باشه راستشو می گم من یه نفر دیگه رو دوست دارم می خوام باهاش ازدواج کنم اون مثل تو نیست خیلی خوبه و تازه هر روز بوسم میکنه و لوسم می کنه و نازمم می خره و برای اینکه بوسش کنم نیاز نیست اجازه بگیرم ...

چند ثانیه سکوت فضا رو پر کرد ات خودشم باورش نمیشد که چطور اینقدر محکم و جدی صحبت کرد خوشم از خودشم شگفت زده شده بود...که بر خلاف انتظار ات مرد بلند خندید و ات از این حرکت ناگهانی جا خورد

مرد از روی مبل بلند شد رو به روی اون وایساد بینیش رو نوازش کرد : اخه کوچولو من که می دونم فقط منو دوست داری ..و در ضمن من لحضه به لحضه چکت می کنم تو تاحالا با هیچ مردی جز من حرفمم نزدی...بعدشم دروغ نگو کوچولو چندبار بگم تو اصلا دروغ گوی خوبی نیستی ...

ات هوفی کشید و خودشو روی مبل رها کرد با چهره ی اخمالویی گفت : باشه تو بردی

مرد کنار دختر نشست و اونو رو تو اغوش خودش کشید اروم نوازشش کرد

نرم با لبخند گفت  : خب کوچولو حالا راستشو بگو..

مرد برای اینکه صورت دختر رو ببینه یکم ازش فاصله گرفت و منتظرش بهش نگاه کرد تا پاسخش رو بشنوه

ات با استرس و به دستاش نگاه می کرد و با انگشتاش بازی می کرد نمی دونست یونگی قراره چه واکنشی نشون بده با تریدید لب باز کرد : باشه .. بعد اب دهنشو با استرس قورت داد و یواش گفت ...قول
می دی دعوام نکنی؟ سرمم داد نزنی ؟

مرد با انگشتش ضربهٔ ارومی به پیشونی دختر زد و با اخم ساختگی گفت : اخه من کی سر تو داد زدم ؟

ات کمی فکر کرد : هیچوقت . بعد کمی تعلل کرد با صدای ضعیفی زیر لب گفت .ولی این دفعه می زنی ..بعد بلند تر ولی اروم ادامه داد ..خب راستش یه نفر بهم گفت اگه ازت فاصله نگیرم و تو رو میکشه

یونگی بلند خندید : وای دختره احمق هنوز نفهمیدی من مافیام و همین الانم خیلیا
می خوان منو بکشن ؟ ...ولی نمی تونن

ات با لجبازی ترس و سرش رو که پایین بود بالا اورد گفت : اما اون مرده ...که یونگی حرفشو قطع کرد

معلوم بود حرف های اون مرده خیلی روش اثر گذشته و کاملا باورشون کرده و حسابی ترسیده

یونگی جدی گفت : تو نقطه ضعف بزرگ من به حساب میای اون الان نمی تونه به من نزدیک شه اما اگه تو رو ازم دور کنه من خیلی بهم می ریزم ضعیف میشم و راحت می تونه بهم حمله کنه ..ات ممکنه خیلی های دیگه هم بیان سراغت و چرت و پرت بگن اگه هر بار به حرفشون گوش کنی که نمیشه ..


ادامه در کامنت 😭🙏🏻
دیدگاه ها (۹)

PT/1 ویو ات نفس عمیقی کشیدم...

PT/4      ات مهربون: مامان و بابا کار دارن باید برن تو با دا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹² ات تازه بهوش اومد ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط