{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر دوســــت داشتم يك نفر از من بپرسد:

چقدر دوســــت داشتم يك نفر از من بپرسد: چرا نگاهت انقدر غمگين است؟ چرا لبخندهايت آنقدر تلخ وبيرنگ است؟ اما افسوس كه هيچكس نيست...هميشه من بودم و تنهايى پر از خاطره...آرى با تــــــو هستم...!! با تويى كه از كنارم گذشتى...و حتى يكبار هم نپرسيدى...چرا چشمايت هميشــه بارانــِـى است...!!
دیدگاه ها (۱)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

#Bubble Changbin 🫧 🐷🐰: روی استیجی اجرا کردیم که هنوزم نمی‌تو...

رمان :قرارداد سرنوشت

پروانه جان

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part5به عکسی که به س...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

My professor Chapter:2Part:74نیشخند هیزل رفته رفته تلخ تر شد...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_3ساعت دقیقا نه و پنجاه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط