بهترینرفیقم
#بهترین_رفیقم
part 2
بعد از پایان تولد با هم به طرف خانه جونگ کوک رفتند
_ی سورپرایز هم واست دارم
+تو خونه خودم؟؟
_آره
+نگو که بقیه بچه ها اونجان
_دقیقا
گوشی تهیونگ زنگ خورد
جیمین بود
جواب داد
_بله جیمین
جیمین: کجایید؟؟
_تو راهیم
جیمین: اوکی
بعد از قطع کردن ماشین را روشن کرد
جونگ کوک با ماشین خود و تهیونگ هم با ماشین خود حرکت کردند
بعد از 10 دقیقه رسیدند
در را زدند جیمین در را باز کرد
وارد خانه شدند
همه بچه ها شروع کردند به خواندن شعر تولدت مبارک
جیهوپ با کیک به سمت جونگ کوک آمد
جیهوپ: آرزو کن شمع ها رو فوت کن رفیق
جونگ کوک لبخندی زد
چشمانش را بست
آرزویی در دلش کرد
چشمانش را باز کرد و شمع ها را فوت کرد
+واقعا ممنونم بچه ها امسال بهترین تولدی بود که داشتم آرزو دارم همیشه باهم باشیم
بچه ها لبخندی زدند
7 نفری همدیگر را در آغوش گرفتند
امروز برای جونگ کوک بهترین روز بود
و کادویی که تهیونگ داده بود بهترین کادو
THE END .
part 2
بعد از پایان تولد با هم به طرف خانه جونگ کوک رفتند
_ی سورپرایز هم واست دارم
+تو خونه خودم؟؟
_آره
+نگو که بقیه بچه ها اونجان
_دقیقا
گوشی تهیونگ زنگ خورد
جیمین بود
جواب داد
_بله جیمین
جیمین: کجایید؟؟
_تو راهیم
جیمین: اوکی
بعد از قطع کردن ماشین را روشن کرد
جونگ کوک با ماشین خود و تهیونگ هم با ماشین خود حرکت کردند
بعد از 10 دقیقه رسیدند
در را زدند جیمین در را باز کرد
وارد خانه شدند
همه بچه ها شروع کردند به خواندن شعر تولدت مبارک
جیهوپ با کیک به سمت جونگ کوک آمد
جیهوپ: آرزو کن شمع ها رو فوت کن رفیق
جونگ کوک لبخندی زد
چشمانش را بست
آرزویی در دلش کرد
چشمانش را باز کرد و شمع ها را فوت کرد
+واقعا ممنونم بچه ها امسال بهترین تولدی بود که داشتم آرزو دارم همیشه باهم باشیم
بچه ها لبخندی زدند
7 نفری همدیگر را در آغوش گرفتند
امروز برای جونگ کوک بهترین روز بود
و کادویی که تهیونگ داده بود بهترین کادو
THE END .
- ۱.۶k
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط