{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب می شود

شب می شود
دوباره به نبودن أت می رسم
و این ماجرا
تا صبح ادامه دارد...
انگار
خواب دیدن أت هم
محال شده.
#محمدقدیم (میمقاف)
دیدگاه ها (۳)

شعر گفتم که صدایم به صدایت برسد پنبه ای در سر آن گوش خرابت ب...

سوختم،ولی چه بیهوده!درست مثل سیگار روشن میان لب های زنی کهسی...

می خوابمتا خواب ببینمتا خواب ببینم ؛ که خواب تو را می بینم#چ...

****

کیرم تو این زندگی دوباره جمعه شب مهمون رسید کسکشا میفهمین صب...

با همین خوابا دلتنگی مو قابل تحمل میکنم چون انگار هر شب دارم...

قصد دارم یک ماجرا از یکی از دوستای دانشگاهیم تعریف کنم حتی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط