{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم،ولی چه بیهوده!

سوختم،ولی چه بیهوده!
درست مثل سیگار روشن
میان لب های زنی که
سیگاری نیست
رضا کاظمی***
دیدگاه ها (۳)

***

***

شعر گفتم که صدایم به صدایت برسد پنبه ای در سر آن گوش خرابت ب...

شب می شوددوباره به نبودن أت می رسمو این ماجراتا صبح ادامه دا...

دستها در جیب سیگار به ته رسیده میان لب، یقه بالا می‌دهیم خی...

یک جوهر روشن است جان من و توآگه نشود کس ز نهان من و توای دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط