{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برایِ دخترکِ درونم تنگ شده...

دلم برایِ دخترکِ درونم تنگ شده...
دخترکی که بایک لواشک و عروسک ، ذوق می کرد ...
یا دغدغه ی روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخن هایش بود ...
همان دخترکی که خنده هایش ؛ کودکانه و نگاهش ؛ دلنشین بود ...
دخترکی که معصومیتش را ، از راه رفتنش می شد تماشا کرد ...
گاهی دلم از قوی بودنم می گیرد ...
دلم میخواهد دوباره همان دخترک ظریفی باشم که با یک نگاه ، می شکست ... اما نه از درون !
صدای شکستنش را بغض می کرد ، و با اشک هایِ دانه دانه اش ، دل‌ِ دنیا را می لرزاند ...
قوی بودن ؛
همیشه هم خوب نیست !
دیدگاه ها (۱)

زندگی زیباستاماعادلانه نیستگاهیحتی تاجر نمک همنمک نشناس میشو...

وقتی تنهاییمدنبال دوست می گردیم...پیدایش که کردیمدنبال عیب ه...

آدم ها گاهی خاکستری اند...نه بودنشان آرامت می کند و نه رفتنش...

پارت ۱۶ احتمالا قلب ساسکه حالا احساس سبکی میکرد.بعد از اینکه...

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط