دلم این روزا خیلی هوای زیارت داره

💎
دلم این روزا خیلی هوای زیارت داره.
باید پاشم برم اون جنگل دور که نشد با هم بریم، دور اون درخت بزرگه که نشد با هم ببینیم، هفت‌بار بچرخم و ذکر بگم و پرنده شم...

پرنده شم و برم تا شاخه بلنده، بشینم اون بالا و قصه بگم: یکی بود، یکی نبود.
اون که بود، دلش گرفته‌بود. بعد صدای تو بیاد که بگی یه قصه شاد بنویس پیرمرد. قند تو دلم آب بشه، نو بشم. چیه این همه کهنگی؟ صدام کن.

امشب اگه با قرص و عرق‌خوری و راه‌رفتن‌ها درست‌حسابی خسته شده باشم که بخوابم ، می‌خوام خواب ببینم ننه‌بزرگ دنیا شدم و همه رو با هم آشتی بدم، بگم دوست باشین بابا، ارزش نداره هی همدیگه رو می‌کشین...

بعد مرده‌ها با لباسهای عیدشون بیان دور درخت بچرخن و آوازای شاد بخونن ، تو هم ذوق کنی به من بگی آشتیشون دادی بالاخره؟ بگم دیدی گفتم میشه؟ من رو ببوسی و بگی آره، ببخش باور نکردم...

خیلی حرف دارم این روزا...

ولی با کسی حرفم نمیاد.
هی حرفام از دهنم میفته، سنگ میشه دورم. نیگا، دیوار دورمه از بس که نگفتم...

اینا رو گفتم که یه پنجره واشه تو دیوار، که اگه اومدی اومدنت رو ببینم.

خیلی قشنگه اومدن. چیه رفتن؟ اومدن خوبه.

فقط میگم اگه می‌خواهید بیایید ، زود بیایید .
راست میگه چارتار، عمر دیوانه دیری نپاید...
دیدگاه ها (۱۲)

💎 می‌دونی ، نامردیه که من اصلا نمی‌دونستم آخرین باره...اگه ...

💎 چه انتخابی داشتیم؟ زیستن مثل درختی وسط دریاچه‌ی نمک، دور ...

💎 گمان می‌کنم دستاورد عشق این است که آموخته‌ام بازی علاقه...

💎 اگر این دنیا غریبه پرور است؛ تو آشنا بمان , تو پای خوبی‌...

جیمین فیک زندگی پارت ۵۱#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط