{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
می‌بوسَمَت مُکرّر وُ لبخند می‌زنی
شیرین‌لبی وُ طعنه به هر قند می‌زنی

همچون رُخِ دو عاشقِ سرمستِ بی‌قرار
جان را به مِهرَبانیِ خود بند می‌زنی

هر عِشوه‌ی تو غزل‌وار؛ شعر می‌گردد
با هر کرشمه؛ قافیه تا چند می‌زنی؟

بازارِ دلگُشای وکیلی وُ در سَخا
پهلو به شاهِ سلسله‌ی زند می‌زنی

من دائم از تو طلبکار بوسه می‌شَوَم وُ
در تسویه‌ حساب؛ تو ترفند می‌زنی

لبخند نیست پاسخِ گُلبوسه‌های من
غم را به اشتیاق؛ چه پیوند می‌زنی!؟
دیدگاه ها (۱)

هیچ وقت ! به پسرا اعتماد نکنید! ...

زندگی رویش یک حادثه نیست...زندگی رهگذر تجربه هاست...تکه ابری...

ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ...

قلبت را انقدر از عاطفه لبریز کن که اگر روزی افتاد شکست همه ج...

جادوی سیاه

مافیای عزیز من p25

part32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط